مربی پروری در اسارت

هر فردی که در رشته ورزشی خاص تبحر داشت اقدام به برگزاری کلاس های آموزشی برای افرادی که استعداد و علاقه داشتند می کردند و در واقع این آموزشها برای پرورش مربی انجام می شد.

 

 

آزادگان طلایه داران صبر و استقامت در دوران سخت اسارت هستند، دورانی که شکنجه و فشارهای روحی و روانی بسیار بر آنها تحمیل شد و نتیجه آن چیزی جز بزرگواری و عزت در آنها نیست. در شرایطی که در زمان اسارت انجام هرگونه فعالیتی بر خلاف خواست عراقی ها در اردوگاه ممنوع بود اما اسرای ایرانی فعالیتهایی همچون ورزش و تئاتر را همواره در برنامه خود داشتند. در این میان اسرا برای حفظ سلامتی جسم و تقویت روحیه خود جهت فراموشی درد و رنج ناشی از اسارت ورزش را همواره انجام می دادند و در این راستا ورزش برای آنها راهکاری مناسب بود.

 

 

محمدرضا ورسیده آزاده ای که قبل از اسارت خود ۵ سال کونگفو کار کرده بود و در زمان اسارت نیز به عنوان مربی به سایر اسرا این ورزش رزمی را آموزش می داد با اشا ره به اینکه عراقی ها انجام هرگونه ورزش رزمی را در اردوگاه ممنوع کرده بودند، گفت: رشته های رزمی همچون تکواندو، جودو، بکس و کونگفو در اردوگاه ها به اسرا آموزش داده می شد و در این میان رشته کونگفو بیشترین اقبال را داشت البته ذکر این نکته ضروری است که در اردوگاه ها به علت ممنوعیت از سوی عراقی ها اسرا حق انجام هیچ ورزش رزمی را به صورت آزادانه نداشتند.

 

 

اگر نمازتان قضا شد ورزش تان ترک نشود

وی در ادامه افزود: مراحلی که اسرا برای آموزش کونگفو در اردوگاه سپری می کردند همانند سبکی بود که در تهران کار می شد و بستگی به استعداد افراد حداکثر تا ۸ ماه با آموزش مرحله خط یک را با امتحان دادن پشت سرگذاشته و وارد مرحله بعد می شدند و به همین صورت مراحل را طی می کردند.

 
این آزاده با اشاره به تاکید مرحوم ابوترابی برای انجام فعالیتهای ورزشی، عنوان کرد: چون من قبل از اسارت کونگفو کار می کردم مرحوم ابوترابی من و آقای علی وهابی از اساتید برجسته رشته کونگفو را فراخواندند و بر این نکته تاکید کردند که اسرا نمازشان قضا شود ایرادی نیست اما ورزششان ترک نشود و این مسئله اهمیت انجام فعالیتهای ورزشی در زمان اسارت را نشان می دهد.

 

 

ورسیده اظهار کرد: همیشه در اردوگاه صبح ها بعد از آمارگیری و باز شدن در آسایشگاه تا ظهر که آزاد بودیم اولین کار اسرا انجام فعالیتهای ورزشی بود، با وجود اینکه مکان و فضای مناسبی در اختیار نداشتیم اما پتوهایی که در اختیارمان بود را ۴ لایه می کردیم و در کف آسایشگاه ورزشمان را انجام می دادیم.

 
وی تصریح کرد: ورزشکاران روحیه جوانمردانه تری را دارا هستند و در زمان اسارت به علت اینکه بیشتر اسرا با قرآن و نهج البلاغه عجین شده بودند این مسئله در آنها پررنگ تر بود، رحم و مروت در بین بچه ها بسیار بود و در هنگام مبارزه به به این مسئله که خدمات درمانی برای اسرا فراهم نیست توجه داشتند و ضربه های جدی به یکدیگر وارد نمی کردند.

 

 
مربی پروری در اسارت

علیرضا ابراهیمی دیگر آزاده تکواندوکار نیز درباره ورزش و روحیه ورزشکاری در زمان اسارت گفت: هر فردی که در رشته ورزشی خاص تبحر داشت اقدام به برگزاری کلاس های آموزشی برای افرادی که استعداد و علاقه داشتند می کردند و در واقع این آموزشها برای پرورش مربی انجام می شد.

 
وی عنوان کرد: در اردوگاه موصل ۴ از سالنی به صورت مخفیانه ۲ یا ۳ روز در هفته برای آموزش افراد استفاده می کردیم و پس از طی مراحل آموزش این افراد در آسایشگاه آموزش های لازم را به افراد علاقه مند می دادند، همه فعالیتها با برنامه ریزی پیش می رفت و اینکه کلاس هر رشته ورزشی چه روزها و ساعاتی برگزار می شد کاملا مشخص بود.

 

 

ابراهیمی گفت: علی رغم اینکه عراقی ها به شدت حواسشان به فعالیت های ما بود و جاسوس هایی را بین ما داشتند اما با گذاشتن نگهبان به فعالیتهای وزرشی خود ادامه می دادیم و گاهی نیز پیش می آمد که لو می رفتیم و در این شرایط با سختی بسیاری برای ما همراه بود.

 

 

وی درباره لزوم انجام فعالیتهای ورزشی با وجود ممنوعیت عراقی ها گفت: دوران اسارت دوران خمیدگی و بی تحرکی است زیرا با وجود آن شرایط سخت اسرا قادر به فعالیتهای تحرکی نیستند بنابراین انجام این فعالیتها برای اسرا لازم بود. یکی از اسرا در آلمان دوستی داشت که در جنگد جهانی دوم اسیر شده بود در نامه ای به این اسیر ایرانی نوشته بود حتی اگر شما را در سلولی بسیار کوچک قرار دادند راه بروید و در اینجا اهمیت تحرک حتی در مکانی محدود مشخص می شود.

 

 

این آزاده با اشاره به اینکه انجام ورزش هایی همچون فوتبال و والیبال آزاد بود، بیان کرد: با توجه به ضرورت این نکته اسرا تا حدی که امکان داشت تشویق به انجام حرکات ورزشی می شدند و حتی در مناسبت های مختلف حرکات نمایشی که در این زمینه مشوق آنها  باشد انجام می شد و گفتنی است بیش از نیمی از بچه ها در اردوگاه ورزش های رزمی را با توجه به ممنوعیت این رشته ها انجام می دادند.

 

 

ابراهیمی اظهار کرد: حساسیت عراقی ها بر روی انجام رشته های رزمی به حدی زیاد بود که روزی تعدادی از ما را در حالی که مشغول ورزش بودیم در وسط میدان اردوگاه جمع کردند و از صبح  تا عصر در گرمای شدید ما را نگه داشتند و بعد از تهدید به اینکه نباید ورزش رزمی انجام دهیم ما را به آسایشگاه منتقل کردند.

 

 
حاج آقا ابوترابی تاکید می کردند با ورزش بدنهایتان را حفظ کنید

لازم به ذکر است که اسرا از کمترین زمان برای انجام ورزش رزمی استفاده می کردند ورزشی که باید مخفیانه انجام می شد، در واقع انجام هر گونه فعالیت ورزشی نقش مهمی در سلامت اسرا داشت به همین علت بزرگان نیز در اردوگاه ها بر این مسئله تاکید داشتند که هر فردی ورزشی را بلد است به سایر اسرا آموزش دهد. رضا بیادی دیگر آزاده ای است که در زمان اسارت در رشته بوکس تیمی تبحر داشت و این رشته را در اردوگاه به سایرین آموزش می داد، وی نیز درباره این مسئله گفت: اسیر همانطور که از اسمش پیداست دارای شرایطی خاص است و در این دوران حفظ جان و سلامت جسم مسئله مهمی است

 
حتی حاج آقا ابوترابی هم بر این مسئله تاکید داشتند و می گفتند که در حال حاضر اسرا وظیفه جنگیدن ندارند بلکه باید بدنهایشان را با ورزش حفظ کنند و توصیه می کردند هر فردی رشته ورزشی را بلد است به سایرین آموزش دهد.

 

 

وی عنوان کرد: من هم توفیق داشتم تا با برگزاری کلاس های کونگفوی چینی این رشته ورزشی را به اسرا آموزش دهم و انگیزه مان هم برای این کار حفظ سلامت بچه ها بود.

 

 

بیادی اظهار کرد: یکی از روزهایی که مشغول آموزش بودم کلاس ما لو رفت و سرباز عراقی به نام رسمی که جثه کوچکی داشت اما بسیار فرز بود من را با لباس رزمی دید، به زبان عربی از من پرسید تو مربی هستی گفتم در حال تمرین تئاتر هستیم. چند سیلی به من زد و با همان لباس ها من را از آسایشگاه خارج کرد آقایان محرم آهنگران و شرافتی برای وساطت آمدند اما فایده ای نداشت من را به حیاطی در پشت منتقل کردند اما خواست خدا و دعای بچه ها بود که من انگیزه ام را از دست دادم و زیر کتک های عراقی ها هیچ واکنشی نشان ندادم و در نهایت من را رها کردند.

 

 

بعد از این جریان اسرا تعریف  می کردند که وقتی تو را بردند همگی دست به دعا شدیم و ذکر گفتیم تا تو را رها کنند و من فکر می کنم همین دعا ها و لطف خدا بود تا من را به بغداد منتقل نکردند.

 

انتهای پیام/ج

منبع:جامع آزادگان

اضافه کردن دیدگاه جدید