تجلیل از خانواده های شهدای اسارت و آزادگان مدافع حرم

۱۳۹۶/۰۳/۰۴

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان ، امروز در همایش پاسیاد ابر فیاض ویژه گرامیداشت یاد و خاطره سید آزادگان مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید علی اکبر ابوترابی و شهدای آزاده از چند خانواده ی  شهدای اسارت و چند تن از مدافعان حرم آزاده تجلیل بعمل آمد .

اسامی تجلیل شدگان به صورت زیر می باشد:

 

 

تجلیل از خانواده سرتیپ دوم خلبان شکاری، شهید کرم‌رضا مُکری  :  

خلبان شهید در منطقه بستان اهواز سقوط می‌کنند و چون در آن زمان بستان در تصرف عراقی‌ها بوده ایشان اسیر می‌شوند. ده سال اسارت خود را در اردوگاه‌های تکریت- رمادی- بعقوبه- عنبر به سر می‌برند.یک سال اول اسارت ایشان مفقود بودند و بعد از این ایام به دلیل شکنجه‌های بسیار سخت از جانب عراقی‌ها ایشان مجروح می‌شودند و به دلیل شکستگی از ناحیه دست به درمانگاه اردوگاه منتقلل می‌شوند و در آنجا آقای علیرضا علیرضایی را می‌بینند که برای مداوا به آنجا مراجعه کرده بودند و از ایشان درخواست می‌کنند که اگر از طریق صلیب با خانواده در ارتباط هستند خبر زنده بودن ایشان را به خانواده‌اش اطلاع دهند و ایشان هم از طریق نامه همسر خلبان را در جریان قرار می‌دهند. عراقی‌ها به منظور شکنجه بیشتر و عدم توانایی پرواز دست ایشان را از آرنج به سمت عقب می‌پیجونن و تا آخر دست ایشان آویزان می‌شود و توانایی انجام کارهایشان را به طور کامل نداشتند. بعد از این اتفاق عراقی‌ها از طریق صلیب سرخ به خلبان پیشنهاد می‌دهند که به منظور مداوا ایشان را به آمریکا بفرستند ولی ایشان قبول نمی‌کند و می‌گوید من باید طبق قانون همین‌جا بمانم و خواری رفتن به آمریکا را قبول نمی‌کنم.

سرتیپ دوم خلبان مکری دوران اسارت خود را در اردوگاه‌های رمادی و عنبر با حاج‌آقا ابوترابی سپری کردند و بعد از اسارت هم با ایشان دوستی خیلی نزدیک و رفت و آمد خانوادگی داشتند و حتی حاج‌آقا ابوترابی به ایشان درخواست می‌دهند که در ارتش و یا سپاه به سفارش ایشان مشغول به کار شوند ولی به دلیل عدم توانایی جسمی از ناحیه دست و مشکل شیمیایی ریوی امتناع می‌کنند. ایشان به دلیل مشکل شیمیایی که داشتند گاهی اوقات همراه با کپسول تنفس لحظات خود را در منزل می‌گذراندند. 

 

 

 

 

آزاده و جانبازغفارعلی شعبانی 

ایشان در منطقه شلمچه اسیر شدند. ۴ سال فقط در اردوگاه تکریت ۱۱ اسیر بودند. فعالیت ایشان در دوران اسارت ترویج و تبلیغ ادبیات فارسی و عربی و مسئول آموزش اردوگاه در رشته صرف و نحو عربی.

از اواخر سال ۹۴ به عنوان مدافع حرم مشغول شدند و فعالیتشان همچنان ادامه دارد.

 

 

آزاده و جانبازعیسی نریمیسا

 

ایشان در منطقه کوشک عملیات رمضان اسیر شدند .در اردوگاه‌های موصل ۴/ موصل ۲/ کمپ۱۷/ رومای کمپ ۷ اسیر بودند . دراردوگاه‌های موصل ۴ و کمپ ۱۷ هم بند حاج آقا ابوترابی بودند و شاگردی ایشان در درس نهج‌البلاغه را می‌کردند لذا خود به عنوان مدرس و مدیر آموزش در این رشته درسی برای هم‌بندان خود بودند. بعد از اسارت تا حدودی ارتباط خود را با  حاج‌آقا ابوترابی داشتند. و در حال حاظر به عنوان مدرس دروس حوزوی در شهر قم مشغول به تدریس هستند. ایشان مدافع حرم هستند. 

 

 

آزاده و جانبازاسماعیل راج‌پوت 

 

ایشان از اهالی خرمشهر هستند و فردای شب عروسی متوجه حملات عراق می‌شوند و به منطقه اعزام می‌شوند و در شلمچه اسیر می‌شوند. لحظه اول اسارت  ایشان را به یک دستگاه pmp می‌بندند و روی زمین بر  روی خاروخاشاک می‌کشند و در نهایت با لودر در زیر خاک دفن می‌کنند و پس از متوجه شدن از زنده بودن ایشان با سیم بوکسل آن را به بیرون می‌کشند. ایشان در اردوگاه‌های عنبر- رمادی- موصل اتا۴- بین‌القفسین- استخبارات بغداد اسیر بودند و به مدت سه سال و ۹ ماه در اردوگاه موصل در سلول انفرادی به سر بردند و از آنجایی که ایشان قهرمان بوکس کشوری بود و هیکلی ورزیده داشتند اما در مدت سلول انفرادی ۷۶ کیلو وزن کم کردند.

 قبل از اسارت در مناطق جنوب در مناطق عملیاتی غرب پاوه- نوسود- کردستان درجنگ‌های نامنظم شهید چمران شرکت داشتند.

ایشان در زمان اسارت یار همیشگی و در کنار حاج‌آقا ابوترابی بودند و اظهار دارند که ارادت خاصی به حاج‌آقا دارند و تمام کمالات معنوی را از ایشان دریافت کردند. سال هفتم یا هشتم اسارت بودند که بنا به پیشنهاد حاج‌آقا ابوترابی از طریق نامه با همسر خود ارتباط برقرار می‌کنند و پیشنهاد می‌دهند که ایشان ازدواج کنند و منتظرشان نماند و خانم هم قبول می‌کند و بعد از برگشت از اسارت آقای راج‌پود با فرد دیگری ازدواج می‌کنند. به دلیل سن زیاد ایشان در دوران اسارت حاج‌آقا ابوترابی به ایشان لقب عمو نبی را می‌دهند و همه آزادگان ایشان را به این اسم می‌شناسند. ایشان در دوران اسارت مربی ورزش بوکس بودند و حدود ۵ الی ۶ هزار نفر شاگرد به طور پنهانی و به دور از چشم عراقی‌ها داشتند. هم بندان ایشان: آقای مروتی/ دکتر پاکنژاد/ دکتر خالقی/ حاج‌آقا عظیمی    

 

 

شهید جلیل اخباری 

 

ایشان به عنوان نیروی بسیجی در منطقه آبادان اسیر می‌شوند. ایشان به عنوان راننده آمبولانس در حال خدمت در جنگ بودند. قبل از جنگ به عنوان نیروی شهربانی و یا کلانتری در منطقه نازی‌آباد مشغول به خدمت بودند. در دوران اسارت هم بند حاج‌آقا ابوترابی بودند و در دوران اسارت به عنوان خدمتگزار  هم بندان خود بودند. ایشان در اردوگاه‌های موصل ۱-۳-۴ لحظات اسارت خود را سپری کردند

 

 

 

 

عبدالامیر افشین‌پور

 

 

ایشان از نیروهای مردمی خرمشهر بودند که در درگیری خلق عرب به همراه شهید  جهان‌آرا در مبارزات شرکت می‌کنند. به همراه جوانان خرمشهر و شهید جهان ‌آرا کانون فرهنگی نظامی جوانان  خرمشهر را تشکیل می‌‌دهند که این کانون بعدها با سپاه ادغام می‌شود و نیروهای خود را به جنگ اعزام می‌کند/ ایشان هم‌کلاسی، همسایه و هم‌دوره شهید جهان آرا بودند.

 در حملات موشکی عراق به خرمشهر ضمن انتقال مهمات به منطقه در جاده خرمشهر/ آبادان/ اهواز اسیر می‌شوند. دوران اسارت خود را در اردوگاه‌های رمادی- موصل- تکریت گذراندند. ۸ سال با حاج‌آقا ابوترابی در اردوگاه‌های موصل و تکریت بودند. در اردوگاه‌ مسئول ورزش- بسکتبال و هندبال و مدرس زبان عربی بودند.  در یکی از روزهای اسارت عراقی‌ها ایشان را به همراه چند نفر دیگر به خارج از اردوگاه در ۲۰کیلومتری شهر خرمشهر با هدف جنگ با ایران می‌برند . ولی این‌ها از انجام این کار ممانعت می‌کنند و عراقی‌ها آن‌ها را مجدد به اردوگاه برمی‌گردانند و با شکنجه‌های خیلی سخت با آن‌ها برخورد می‌کنند.

تحصیلات قبل اسارت: دیپلم             بعد از ازاسارت: لیسانس مترجمی زبان انگلیسی        / در حال حاضر بازنشسته وزارت نفت هستند.

برادر بزرگ ایشان مقیم آمریکا می‌شوند و خانواده خود را هم به آنجا منتقل می‌کنند زمانی که آقای افشین پور در اسارت بودند خانواده کارهای انتقال ایشان را هم انجام می‌دهند که بعد از آزادی به آمریکا برود ایشان شهریور سال ۶۹ آزاد می‌شود اسفند ۶۹ به آمریکا می‌رود و اردیبهشت ۷۰ به همراه حاج آقا ابوترابی با اولین کاروان اسرا به سفر مکه می‌روند.

هدف ایشان از سفر به آمریکا جمع کردن نامه‌ها و اسناد و مدارکی بود که در دوران اسارت برای خانواده خود ارسال می‌کرده است مدت اقامت ایشان در آمریکا فقط ۲ ماه بوده است.

 

 

قدمعلی  اسحاقیان درچه

ایشان در سن ۱۷ سالگی به عنوان نیروی بسیجی وارد منطقه جنگ می‌شوند و در منطقه شرق دجله به اسارت نیروهای عراقی درمی‌آیند. ایشان در اردوگاه‌های رمادی۳/ و رمادی۲ و استخبارات (الرشید)بغداد اسیر بودند. در اردوگاه رمادی هم‌بند حاج آقا ابوترابی بودند. در حال حاضر از سال ۹۳ به عنوان مدافع حرم  با مسئولیت رزمی تبلیغی وارد منطقه سوریه شدند و فعالیتشان همچنان ادامه دارد.

تحصیلات قبل اسارت: دیپلم طلبگی /  بعد از اسارت: مدرس حوزه علمیه

شغل قبل اسارت: محصل و طلبه / بعد  از اسارت و در حال حاضر: مدیر مدرسه مرحوم امراللهی یزدی حوزه علمیه قم

 

 

 

 

اضافه کردن دیدگاه جدید