شب های بی آسمان(۳۵)

۱۳۹۵/۱۱/۱۷

 

داستان چهلم این کتاب با عنوان « دست و دل بازی بعثی ها » در «شب های بی آسمان(۳۴)» تقدیم شما علاقمندان عزیز شد. اینک داستان چهل و یکم با عنوان« دیدارهای عمومی »تقدیم شما عزیزان می شود:

 

 

دیدارهای عمومی

 

بعثی ها برای خودنمایی و مسلمان نمایی ، دیدارهای عمومی هم برای اسرا می گذاشتند . به زعم خودشان برای تأثیر بیشتر ،در اعیاد معروف مثل عید نوروز و عید فطر و قربان چنین می کردند . روال کار هم این طور بود که کل اسرای اردوگاه را در یک قطعه جمع می کردند تا با هم ملاقات داشته باشند ؛ البته دیدار به این سادگی ها هم نبود ؛ چرا که عراقی ها از جمع شدن اسرا و تجمع آنان هراس عجیبی داشتند . زمانی که می خواستند دیدار را برگزار کنند ، تمامی نیروهای خود را مسلح کرده و به حالت آماده باش در می آوردند ؛ حتی نفربرهای نظامی خود را با تیربار دور تا دور اردوگاه مستقر می کردند .

در طول مدت یک ساعت ملاقات عمومی ، ترس و وحشت عجیبی عراقی ها را فرا می گرفت ؛ به طوری که هیچ کدام از آن ها آسایش و راحتی نداشتند . مخصوصا از زمانی که متوجه شدند اسرای بسیجی قصد ضرب و شتم و حتی به هلاکت رساندن افراد منافق و جاسوس را دارند ، هراسشان بیشتر شد و سعی می کردند بسیجی ها را بیشتر تحت نظر داشته باشند ؛ مثلا یک راه حل این بود که محل ملاقات را در جایی غیر از قطعه ی چهار که محل استقرار بسیجی ها بود ، قرار دهند.

 

پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان

اضافه کردن دیدگاه جدید