شب های بی آسمان(۴۴)

۱۳۹۵/۱۱/۳۰

 

داستان پنجاه ام این کتاب با عنوان « روزه های  سیصد روزی » در «شب های بی آسمان (۴۳)» تقدیم شما علاقمندان عزیز شد. اینک داستان پنجاه و یکم  با عنوان « صنایع دستی »تقدیم عزیزان می شود:

 

 

صنایع دستی

 

در کنار مسائل عبادی و معنوی از امور سرگرم کننده ای مثل صنایع دستی هم غافل نبودیم . اسرا مجبور بودند برای سرگرم شدن در اسارت و حفظ روحیه خود به کارهای مختلفی بپردازند ؛ از جمله این کارها یادگیری قرآن و زبان خارجی و همچنین ساخت صنایع دستی بود .دربین اسرا بودند افراد مبتکر و خلاقی که با حداقل امکانات ممکن ، صنایع دستی بسیار زیبایی می ساختند . مثلا ساخت تسبیح خیلی مرسوم بود و از سنگ ریزه های محوطه اردوگاه دانه های تسبیح با شانزده ضلع می ساختند .که بسیار شکیل و زیبا بود .ساخت آلبوم عکس از مقوا و پلاستیک نیز طرفدار زیاد داشت . دور تا دور هر عکسی را با نخ های حوله حمام به طرز جالبی گل دوزی می کردند . با استفاده از نخ های جوراب گیوه های بسیار جالبی درست می کردند که در نوع خود دیدنی بود . مخصوصا که یکی از مشکلات اسرا پاره بودن کفشهایشان بود و گیوه

، خوب به داد پاها می رسید .

بچه ها حتی جسارت به خرج می داند و از دستگیره ها فلزی پنجره شمشیر می ساختند . با نخ جوراب برای فصول سرما کلاه می بافتند . برای لیف حمام از نخهای حوله استفاده می شد . برخی روی پارچه تصویر حضرت امام را طراحی و گلدوزی کرده بودند  که این کار بسیار خطرناک و دردسر آفرین بود . یک روز که یکی از سربازان عراقی تسبیحی را در دست یکی از بچه ها دید ، با تعجب نگاهش کرد و پرسید : این تسبیح را با چه چیزی ساخته اید ؟

وقتی اسیر برایش توضیح داد که آن تسبیح با هسته خرما کار شده است از حیرت دهانش باز ماند . خیلی وقت ها پیش می آمد که عراقی ها با مشاهده ی آثار هنری اسرا بهت زده می شدند .یکی از آن ها می گفت : اگر ما حلبی کهنه هم در اختیار شما قرار دهیم با آن هواپیما می سازی و از این جا فرار می کنید …

 

پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان

اضافه کردن دیدگاه جدید