سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!
 

مردی که پاکی و خدمتگزاری را شرمنده خود ساخته بود

مردی که پاکی و خدمتگزاری را شرمنده خود ساخته بود
«پاک باش و خدمتگزار» شعار مرحوم ابوترابی بود و می گفت: باید افتخار کنیم که مردم ما را لایق دیدند تا به کارهایشان رسیدگی کنیم و برای خدمت به مردم باید با تمام وجودمان عمل کنیم.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، استان قزوین دارای چهره ها و شخصیت های برجسته ای است که نام و آوازه آنها در جای جای میهن اسلامی شنیده شده از جمله این شخصیت ها می توان به خلبان شهید «عباس بابایی»، رئیس جمهور شهید «محمد علی رجایی» و سید الاسرای ایران شهید «حسین لشکری» اشاره کرد.

در میان شخصیت های برجسته قزوین، نام مرحوم «سید علی اکبر ابوترابی» همواره درخشان بوده است، سیدی است که ویژگی های شخصیتی و اخلاقی ایشان در هشت سال دفاع مقدس و سخت ترین روزهای اسارت سبب شد تا سید آزادگان نام بگیرد و به عنوان الگو به نسل امروز معرفی شود.

مرحوم ابوترابی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، یک مبارز انقلابی بود به طوری که در مسیر مبارزه با رژیم ستم شاهی از هیچ کوششی دریغ نمی کرد و نقش مهمی در اتفاقات کلیدی آن دوران داشت.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم مرحوم ابوترابی در جبهه حق علیه باطل حاضر شد و در سال 1359 به اسارت دشمن بعثی درآمد و بیش از 10 سال سختی های اسارت را تحمل کرد و با وجود تمام سختی ها، در مقاومت به الگویی برای رزمندگان مبدل شد.

مرحوم ابوترابی با سعه صدر، بردباری بسیار بالا و با تمسک به اهل بیت (ع) شمعی در محفل رزمندگان ایرانی بود و امید و ایمان را در آنها تقویت می کرد.

حسین مروتی یکی از رزمندگان در خاطره ای از این مرد بزرگ می گوید: بین بچه ها اختلاف افتاده بود، فشار دشمن هم روز به روز بیشتر می شد، من روحانی اردوگاه بودم و هرچه تلاش کردم اختلاف ها را کم کنم نتوانستم؛ بعثی ها آزادباش چهار آسایشگاه را یک ساعت کردند، جیره آب و غذایمان را هم کم کردند و بعضی ها مریض شدند.

یک شب دلم شکست. دست به دامن حضرت زهرا شدم و ازش کمک خواستم، خواب دیدم در بیابانی سرگردانم. خسته و ناامید بودم گریه ام گرفت، بانویی نورانی آمد و پرسید: چرا گریه می کنی؟ گفتم: گرفتار و خسته ام، گفت: نگران نباش فردا علی اکبرم را به کمکت می فرستم، از خواب پریدم، نیمه شب بود. بعضی بچه ها از صدای گریه ام بیدار شده بودند. پرسیدند: چی شده؟ چیزی نگفتم و خوابیدم. فردا نزدیک های ظهر شنیدم چند اسیر را به اردوگاه آوردند، می گفتند یکی شان آقای ابوترابی است.

آن موقع حاج آقا را نمی شناختم وقتی دیدمش بااشتیاق دستم را در دست هایش گرفت و از وضع اردوگاه پرسید همه چیز را برایش تعریف کردم خلاصه کلی باهم حرف زدیم در آخر پرسیدم: می شود نام کوچک شما را بدانم؟ گفت: علی اکبر، یاد خوابم افتادم و حال عجیبی بهم دست داد با خودم می گفتم آیا حاج آقا تعبیر خواب من است. خیلی نگذشت که اوضاع را درست کرد.

 

مرحوم ابوترابی بعد از آزادی از اسارت هم در خصوصیات اخلاقی و زندگی فردی و اجتماعی الگویی مثال زدنی برای همه بود به طوری که «پاک باش و خدمتگزار» شعار مرحوم ابوترابی بود و می گفت: باید افتخار کنیم که مردم ما را لایق دیدند تا به کارهایشان رسیدگی کنیم و برای خدمت به مردم باید با تمام وجودمان عمل کنیم.

لازم به ذکر است؛ 12خرداد ماه برابر با سالروز درگذشت سید علی اکبر ابوترابی است، وی در حالی که همراه پدر بزرگوارش آیت ‌الله سید عباس ابوترابی عازم مشهد مقدس بود، بر اثر تصادف دار فانی را وداع گفت و پیکر آن 2 عزیز در جوار مرقد مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.

انتهای پیام/

اللَّهُمَّ أَصْلِحْ کُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِینَ‏

خبرنگار | مالک دستیار

۱۱ خرداد ۱۴۰۱
کد خبر : ۷,۵۱۴
کلیدواژه ها: پاک باش و خدمتگزار,سید آزادگان,حسین مروتی,اردوگاه عراق,سید علی اکبر ابوترابی

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید