سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!
 
روایت تلخ و شیرین اسارت از زبان آزاده محسن غلامعلیان؛

آزاده‌ای که چین چانگ نام داشت/ اختراعات عجیب اسرای عنبر

آزاده‌ای که چین چانگ نام داشت/ اختراعات عجیب اسرای عنبر
یکی از بچه های قطع نخاع اردوگاه عنبر اهل چناران مشهد سید غلام عباس جم سوار بود که چون شباهت زیادی به ژاپنی‌ها داشت دکتر مجید به او لقب چین چانگ داده داده بود.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، آزاده محسن غلامعلیان در سال ۱۳۴۱ در اصفهان به دنیا آمد. وی در سال ۶۱ به همراه لشکر۱۴ امام حسین (ع) و در گردان امام رضا(ع) عازم میدان جنگ شد. غلامعلیان از اسرای عملیات محرم می‌باشد که در جریان این عملیات قطع نخاع شده و مدتی در اردوگاه عنبر زندانی بود اما طبق قانون صلیب سرخ اسرای قطع نخا و معلولینی که شرایط خاص داشتند مبادله شدند و وی به آغوش وطن بازگشت.

در ادامه شما را به خواندن خاطره‌ای پر از تلخی و شیرینی‌های خاص خود از آزاده محسن غلامعلیان در گفتگو با خبرنگار گروه رسانه پیام آزادگان دعوت میکنم:

بعد از منتقل شدن به اردوگاه عنبر من را به درمانگاه بردند. به آنجا که رسیدم ۱۷ اسیر قطع نخاعی دیگر را هم‌ دیدم که بستری بودند. بستری بودن دائمی ۱۷ آزاده قطع نخاع حداقل مستلزم وجود یک توالت فرنگی بیرون از محوطه درمانگاه یا حتی گوشه‌ای از سالن آن بود، اما درمانگاه هم مثل سایر آسایشگاه‌های اردوگاه از داشتن این امکانات محروم بود. نمی‌دانم چگونه آن اوضاع و شرایط را توصیف کنم که مشمئز کننده نباشد. پاسخ دادن به این پرسش که مجروحین قطع نخاع که نمی توانستند از سرویس‌های بهداشتی معمولی استفاده کنند  و یا حتی نمی‌توانستند از جایگزین آن(سطل‌های که برای این منظور در آسایشگاهها بود) استفاده کنند، چگونه باید این نیاز اولیه بهداشتی را برآورده سازند؟

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال اینستاگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

آب آشامیدنی و مصارف بهداشتی ما مثل بقیه‌ی آسایشگاه‌ها (توسط برادران آزاده دلسوزی که در انجام این گونه امور به مجروحین و جانبازان کمک می‌کردند) با سطل‌های پلاستیکی از بیرون محوطه درمانگاه به داخل آورده می‌شد و در ظرف سفالین بزرگی بنام "حُبانِه" که روی یک سه پایه‌ی فلزی نصب شده بود نگهداری می‌شد.

آزاده محسن غلامعلیان 2

تخت‌های ما از نوع نامرغوب‌ترین تختهای فلزی بود که در آن برزخ بعثی نعمت بزرگی محسوب می شد، که دکتر مجید با ترفندی خاص تشک‌ها را برای استفاده ما آماده می‌کرد و زیر تخت‌ها هم جایی برای گذاشتن ظرف ادرار تعبیه کرده بود. این ظرفها گاه قوطی خالی رب‌گوجه یا روغن بود که دکتر  مجید آنها را از دوستانی که در آشپزخانه کار می‌کردند برای استفاده ما می‌گرفت. ما اغلب اوقات برای اینکه تشک‌هایمان خیس و نجس نشود باید روی شکم می‌خوابیدیم تا هم ادرارمان داخل این قوطی‌ها تخلیه شود و هم کمتر دچار زخم بستر شویم و در همین حالت هم غذا می‌خوردیم و نماز می‌خواندیم. وضعیت ما برای دکتر مجید که با لحن شیرینش فضای سخت اسارت را تلطیف می‌کرد چیزی شبیه وضعیت کروکودیلها را تداعی کرده بود، بخاطر همین وقتی می‌خواست ما را بصورت جمعی مورد خطاب قرار دهد می‌گفت "سوسمارها". و وقتی هم که با گویش ملیح آذری می‌خواست به کادر درمان مطلبی را در مورد ما بگوید می‌گفت "اوشاخ لارون...."یعنی بچه ها .... و براستی دکتر مجید برای ما پدری مهربان بود.

شرایط سخت اسارت موجب شد که بعضی از بچه‌ها به زخم بسترهای دردناکی دچار شوند یکی از دوستانی که زخم بسترهایی عمیق و بدخیمی داشت حاج حسینعلی صبوری بود که زخم بسترهایش تا بعد از آزادی همچنان باقی ماند و نهایتا در اثر عوارض همین زخمها و آسیب‌های جسمی دیگر ناشی از قطع نخاع بودن به درجه رفیع شهادت نائل شد.

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال تلگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

آقای صبوری اصالتا مشهدی بود ولی بعد از ازدواج ساکن اصفهان شد که قبل از اینکه خبر اسارت ایشان به خانواده‌اش برسد پیکر مطهر شهیدی را اشتباها بجای ایشان تشییع می‌کنند و در گلستان شهدای اصفهان به خاک می سپارند. آزاده صبوری صدای دلنشینی داشت و گه‌گاهی که حوصله داشت اشعار مذهبی و خطبه حضرت سجاد علیه السلام در شام را برایمان می خواند. هنوز زنگ صدای او در گوشم هست:

"ایهاالنَّاسُ أَنَا ابْنُ مَکَّةَ وَ مِنَى أَنَا ابْنُ زَمْزَمَ وَ الصَّفَا. أَنَا ابْنُ مَنْ حَمَلَ الرُّکْنَ بِأَطْرَافِ الرِّدَا. أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنِ ائْتَزَرَ وَ ارْتَدَى. أَنَا ابْنُ خَیْرِ مَنِ انْتَعَلَ وَ احْتَفَى.... "

آزاده محسن غلامعلیان در ادامه به ذکر نام ۱۷ اسیر قطع نخاعی دیگر اردوگاه عنبر در دوران اسارت خود پرداخت که به شرح زیر است:

۱-اسماعیل جوشانی اهل تنکابن بود ، او که در عملیات تنگ چزابه قطع نخاع شده و به اسارت در آمده بود درد عصبی شدیدی داشت، بدون اغراق صدای ناله های اسماعیل نه تنها برای نگهبان‌های داخل اردوگاه آشنا بود حتی نگهبان‌های آنسوی سیم خاردارها هم پژواک ناله هایش را می شنیدند، درد که امانش را می برید آنچنان فریاد می زد که گویی بند، بند وجودش از هم گسیخته می‌شد.
۲-یکی دیگر از بچه های قطع نخاع اهل چناران مشهد سید غلام عباس جم سوار بود که چون شباهت زیادی به ژاپنی‌ها داشت دکتر مجید به او لقب چین چانگ داده داده بود.
۳-عبد المطلب نخستین هم بچه مشهد بود و چون زیاد جنب و جوش داشت دکتر به او می گفت جم جمک.
۴- محمد رضایی بچه رفسنجان با آن گویش ملیحش نیز گاهی شادی و نشاط را به جمع ما هدیه می کرد خصوصا که حرف‌های او برای دکتر مجید موقعیت شوخی خوبی فراهم می کرد. یادم نیست که ظهر بود یا شب، وقتی غذا توزیع شد شهید رضایی با قاشقش داخل آنچه نام خورشت را یدک می‌کشید جستجویی کرد و وقتی خبری از گوشت حتی همان گوشت‌های نامرغوب و مانده را نیافت با همان لهجه نمکی گفت: آقای دکتر، آقای دکتر په گوشتا کو از آن روز هر وقت دکتر، رضایی را می دید به شوخی می‌گفت پ گوشتاش کو.
۵- غلامعلی محمدی /رفسنجان یا کرمان
۶-حاجت کیانپور، اهل شوشتر هم وقتی به جمع ما پیوست آنچنان گرفتار اسهال عفونی بود که امیدی به بهبودش نبود.
۷- سید حسین کسایی، ورامین، شهادت بعد از آزادی
۸-شهید بهروز تبریزی زاده، تبریز، شهادت در اسارت
۹-شهید بهمن امیریان، شاهین شهر اصفهان، شهادت در اسارت
۱۰-شهید احمد سگوند، دزفول،شهادت بعد از آزادی
۱۱-عبدالرضا کاویانی، شیراز ، ساکن کرج
۱۲-حسین معظمی، دزفول، ساکن اهواز
۱۳-اکبر دزاشیب، تهران
۱۴-علی حاج حسینی‌ رفسنجان
۱۵-نصرالله حاجیان ،خمینی شهر اصفهان
۱۶- رضا آبروانی ، مشهد
۱۷-حسن مشهوری

در بین ما‌ کسانی بودند که وضعیت مجروحیتشان به نحوی بود که نمی‌توانستند از دهان غذا بخورند و غذا بصورت رقیق شده با سرنگ به سوراخی که زیر گلوی ایشان بود وارد می شد.

گفتنی است؛ دکتر مجید که راوی از آن یاد می‌کند دکتر مجید جلالوند است که افسر نیروی دریایی ارتش بود و تمام آزادگان اردوگاه عنبر از علاقه و صمیمیت زیاد وی را با اسم دکتر مجید یاد می‌کنند. دکتر دیگری که در اردوگاه عنبر خدمات پزشکی فراوانی به آزادگان می‌کرد و محبوبیت زیادی در میان آن‌ها دارد مرحوم دکتر هادی بیگدلی بود.(جزئیات بیشتر)

گفتگو از معصومه امیری

انتهای پیام/

ذکر روز سه شنبه: یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین "ای مهربان‌ترین مهربانان"

خبرنگار | مالک دستیار

۲۸ دی ۱۴۰۰
کد خبر : ۶,۹۹۹
کلیدواژه ها: محسن غلامعلیان,اسماعیل جوشانی,غلام عباس جم سوار,بد المطلب نخستین,محمد رضایی,غلامعلی محمدی,حاجت کیانپور,سید حسین کسایی,شهید بهروز تبریزی زاده,شهید بهمن امیریان,شهید احمد سگوند,عبدالرضا کاویانی,حسین معظ

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید