سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!
 
/ خاطـرات

خاطرات آزادگان

خاطره آزاده سرافراز رسول بابایی(اردوگاه 14 تکریت)
روایت عاشقانه‌ترین بازگشت(۹)؛
26 مرداد مصادف با سالروز آزاده های جنگ تحمیلی است و اولین گروه از آزادگان در این تاریخ در سال 1369 بعد از تحمل سال ها اسارت با توفیق خدای متعال به میهن اسلامی بازگشتند.
قسمت اول: خاطره آزاده سرافراز «مسعود قربانی»
روایت عاشقانه‌ترین بازگشت(۷)؛
نیمۀ اول مردادماه 1369 از طریق رسانه‌ها باخبر شدیم که صدام به کشور کویت حمله کرده و آن را تحت اشغال خود درآورده است. با‌ این اوضاع صدام خود را درگیر چالشی دیگر و مخمصه‌ای بزرگ کرد.
قسمت دوم: خاطره آزاده سرافراز «سید احمد قشمی»
روایت عاشقانه‌ترین بازگشت(۶)؛
به‌محض‌اینکه اتوبوس‌ها راه افتادند، در سکوتِ داخل اتوبوس صدای موسیقی از رادیو شنیده شد، یکی از بچه‌ها به رانندة‌ اتوبوس گفت: «آقای راننده، چرا رادیوخارجی گرفتید، گناه دارد!» راننده پاسخ داد...
قسمت اول: خاطره آزاده سرافراز «سید احمد قشمی»
روایت عاشقانه‌ترین بازگشت(۵)؛
22 مرداد بود، ساعت حدود 11 صبح بود که از بلندگوها اعلام کردند اطلاعیه‌ای مهم ازطرف سید‌الرئیس صدام به‌زودی قرائت می‌شود. همه جمع شدیم زیر بلندگوها. نگران بودیم که دوباره صدام چه خوابی برایمان دیده است.
قسمت دوم: خاطره آزاده علی‌اکبر فندرسکی
روایت عاشقانه‌ترین بازگشت(۴)؛
آزاده سرافراز علی‌اکبر فندرسکی در 4 تیرماه 1367 در عملیات تک عراقی‌ها به‌ جزیرهٔ مجنون، که در عراق به عملیات مرحلهٔ دوم توکلنا علی‌الله 4 معروف است، درحالی‌که به سختی از ناحیة دست و پا مجروح شده بود، به اسارت نیروهای بعثی درآمد.
قسمت اول: خاطره آزاده علی اکبر فندرسکی
روایت عاشقانه‌ترین بازگشت(۳)؛
روی صندلی هواپیما که نشستیم، پوست پسته‌هایی که آنجا ریخته بود به ما دهن‌کجی می‌کرد؟ بازمانده پسته‌هایی بود که اُسرای عراقی خورده بودند. ما از کله‌ سحر نه صبحانه خورده بودیم، نه ناهار و نه حتی یک لیوان آب!
قسمت دوم: خاطره آزاده سرافراز عباس شهریاری
روایت عاشقانه‌ترین بازگشت(۲)؛
گریه و شیون بچه‌ها بلند شده بود، اتوبوس‌ها به طرف کرمانشاه در حال حرکت بود. هر لحظه به خیل استقبال‌کنندگان که از کرمانشاه به سمت مرز می‌آمدند، اضافه می‌شد....
گفتگو با آزاده سرافراز پرویز یعقوبی
ما در اسارت محدود بودیم اما این محدویت باعث نمی‌شد که از یاد خدا غافل باشیم و همواره نماز و روزه‌‌هایمان به جا بود. در اسارت حال و هوای معنوی بیشتری بود گویا دل‌ها بیشتر به خدا وصل بود، چیزی که این روزها در زندگی ما کم‌تر شده و فشار مشکلات اقتصادی ما را در خود غرق کرده است.
در اسارت دل‌ها بیشتر به خدا وصل بود
خاطرات آزاده کمال رضیان؛
عملیات «رمضان» در چهار محور و پنج مرحله از سوی فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران طراحی گردید، تا با عبور از خط مرز بین‌المللی، یک زمین مثلث شکل به وسعت 1600 کیلومتر مربع تصرف شود.
خاطرات یک آزاده بهبهانی از حاج احمد متوسلیان
منتظر بازگشت او هستیم؛
من نوجوانی بودم که هنوز ریش درست و حسابی هم به صورت نداشتم و دیدن این قبیل برخوردها خیلی برایم سازنده و موثر بود. من سال 1362 در عملیات خیبر، به اسارت دشمن درآمدم و بعد از پایان جنگ به میهن برگشتم.
« قبلی صفحه ۱ از ۲۰ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »

آخرین خاطرات

پس زمینه خبرنگار افتخاری
صفحه ویژه سید آزادگان