سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!

ابریشم‌چی در اردوگاه‌ها؛ روایت آزاده حمیدرضا قنبری از تلاش منافقین برای شست‌وشوی مغزی آزادگان

ابریشم‌چی در اردوگاه‌ها؛ روایت آزاده حمیدرضا قنبری از تلاش منافقین برای شست‌وشوی مغزی آزادگان
آزاده سرافراز حمیدرضا قنبری در گفت‌وگوی اختصاصی با روابط عمومی موسسه فرهنگی‌هنری پیام آزادگان، به تشریح نقش سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در دوران اسارت پرداخت و از تلاش آن‌ها برای جذب اسرای ایرانی با وعده‌های دروغین و تحت حمایت صدام خاطرنشان کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی موسسه فرهنگی‌هنری پیام آزادگان، گفت‌وگوی ما با ازاده سرافراز حمیدرضا قنبری می‌خوانید: دوران اسارت با چالش‌های متعددی همراه بود. یکی از موضوعات کمتر گفته‌شده، حضور و فعالیت منافقین در اردوگاه‌هاست. لطفاً در این باره توضیح دهید.
 
قنبری: بله، دوران اسارت دورانی بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود. اما در کنار تمام فشارهای جسمی و روحی، چالش دیگری هم وجود داشت که شاید کمتر به آن پرداخته شده: حضور و تحریکات سازمان مجاهدین خلق (منافقین) برای جذب اسرا. این سازمان با پشتیبانی صدام، مأموریت مشخصی برای نفوذ در بین آزادگان داشت.
 
ریشه همکاری منافقین با دشمنان به چه زمانی بازمی‌گردد؟
 قنبری: ریشه همکاری رجوی با دشمنان به قبل از انقلاب بازمی‌گردد. مسعود رجوی در اوایل سال ۱۳۵۶ توافقنامه‌ای با ساواک امضا کرد تا در ازای آزادی از زندان، با آن‌ها همکاری کند. ساواک خود دست‌پرورده موساد و سیا بود. پس از انقلاب نیز این سازمان ناگهان با هزینه‌های هنگفت ظاهر شد. سؤال این بود که این پول از کجا می‌آید؟ کاملاً مشهود بود که از جایی تغذیه می‌شود و ارتباط پنهانی با موساد و سیا داشت. تا سال ۶۰ ماهیت واقعی‌شان پنهان بود، تا اینکه در خرداد آن سال علیه نظام شوریدند و امام خمینی (ره) آن‌ها را «محارب» اعلام کردند. پس از آن هم به کشتار مردم روی آوردند.
 
ارتباط سازمان مجاهدین با دولت عراق در دوران اسارت چگونه بود؟
قنبری: منافقین در سال‌های ۶۳ یا ۶۴ پادگان اشرف را در عراق تأسیس کردند. ما در اردوگاه الانبار بودیم که متوجه حضور آن‌ها شدیم. صدام مأموریت‌های مشخصی به آن‌ها سپرده بود، از جمله جذب نیرو از میان اسرای ایرانی. حتی کنترل و سانسور نامه‌های اسرا—که از بغداد انجام می‌شد—به آن‌ها واگذار شد. از آن پس نامه‌ها بسیار کم شد و عکس‌های داخل نامه‌ها کنده می‌شد. این کار به وضوح بر روحیه اسرا تأثیر منفی می‌گذاشت.
 
آیا آن‌ها مستقیماً با اسرا در تماس بودند؟
قنبری: بله. برای جذب اسرا در برخی اردوگاه‌ها حاضر می‌شدند. حتی ابراهیم ابریشم‌چی، که مرد شماره دو سازمان بود، به اردوگاه‌ها می‌آمد و برای اسرا سخنرانی می‌کرد. البته در بعضی اردوگاه‌ها اسرا اجازه ورود به او را نمی‌دادند. در اردوگاه الانبار و موصل ۲، معمولاً از طریق بلندگو پیام می‌دادند. پیام‌هایی مانند: «ما از سازمان مجاهدین آمده‌ایم، شما را دعوت می‌کنیم. اگر به ما ملحق شوید، زندگی بهتری خواهید داشت و آزادی بیشتری دارید.» آن‌ها مدام وعده می‌دادند، اما در جذب اسرا چندان موفق نبودند.
 
واکنش اسرا در برابر این تبلیغات چه بود؟
قنبری: اسرای ایرانی با ایمان راسخ و آگاهی کامل، فریب این وعده‌ها را نمی‌خوردند. می‌دانستند پشت این حرف‌ها، دست دشمنی است که می‌خواهد آن‌ها را از هویت و آرمان‌هایشان جدا کند. مقاومت و وحدت اسرا باعث شد منافقین در این مأموریت شکست بخورند. حتی در مواردی، با شعار و اعتراض، مانع ورود یا سخنرانی آن‌ها می‌شدند.
 
به نظر شما نقطه افول این سازمان چه زمانی بود؟
قنبری: به نظر من سال ۱۳۶۷ و عملیات مرصاد، نقطه مرگ سازمان منافقین بود. آن‌ها با کمک صدام به خاک ایران تجاوز کردند، اما نه تنها موفق نشدند، بلکه ضربه مهلکی خوردند. بعد از آن هم هرچه کردند، نتوانستند اعتبار و پایگاه گذشته را بازیابند.

 

۱۲ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر : ۱۰,۳۴۹
کلیدواژه ها: #منافقین، #دوران_اسارت، #حمیدرضا_قنبری، #اردوگاه_عراق، #آزادگان

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید