سفره افطار اسرای ایرانی در شرایط سخت اردوگاههای عراق، بسیار ساده و محدود بود. سهم هر آزاده برای افطار تنها نصف لیوان شوربا، کمی بیش از نصف لیوان چای شیرین و یک و نیم قرص نان سمون بود؛ نانی که به دلیل پخت ناقص، خمیر درون آن کاملاً خام باقی مانده بود. با این حال، اسرا با تدبیر و همدلی، همین کمبودها را به فرصتی برای یاری به یکدیگر تبدیل میکردند.
به گزارش روابطعمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، همزمان با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، خاطرات
آزاده سرافراز علی ابراهیمی از وضعیت افطار و سحر در اردوگاههای عراق مرور شده است.
ابراهیمی در شرح
این شرایط میگوید: «نان سمون که شباهت ظاهری به نان همبرگر داشت، به دلیل خامی قابل
مصرف نبود. ما این نانها را خشک میکردیم، سپس میکوبیدیم و به شکل آرد درمیآوردیم.
در ادامه با استفاده از حرارت، آن را تف میدادیم تا بتوانیم برای سایر دوستان، حلوا
یا غذای دیگری آماده کنیم.»
وی با اشاره به
کمبود شدید مواد غذایی میافزاید: «حجم برنجی که در اختیار داشتیم، حدود ۸ تا 5/8 قاشق
برای هر نفر بود. با این حال، اسرا سعی میکردند سهم خود را به افراد ضعیفتر اختصاص
دهند تا آنها سیر شوند. گاهی همان خمیر نانهای تف داده شده را با برنج مخلوط میکردیم
تا حجم غذا افزایش یابد.»
ابراهیمی درباره
جیره گوشت نیز توضیح میدهد: «برای ۱۶۰۰ نفر، تنها ۷۵ تا ۸۰ کیلو گوشت برزیلی اختصاص
داده میشد. این گوشتها را ریز میکردند و بنا به شانس، در هر ملاقه دو سه تکه کوچک
گوشت به افراد میرسید. اسرا این تکهها را ریشریش کرده و با برنج و خمیر نان مخلوط
میکردند تا همه بتوانند اندکی از آن بهرهمند شوند. نگهداری این غذا تا سحر و توزیع
آن میان دوستان، خود کاری دشوار بود.»
این روایتها،
بخش کوچکی از ایستادگی و خلاقیت اسرای ایرانی در سختترین شرایط اسارت است که با اتکا
به ایمان و همبستگی، روزهای دشوار را پشت سر گذاشتند.