سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!

سروها ایستاده نمی‌میرند؛ روایتی از تداوم صبر و ایستادگی

نویسنده: زهرا پناه
sarvha-nemimirand-zahra-panah

هیچ می‌دانی!؟ تمام خلیج فارس را زن‌هایی گریسته‌اند که سحرگاهی، ناگاه ایرانشان بر سر دست‌ها رفته است!؟ رفته تا بماند…

عراق، حرف اول سینه‌های مجروحشان را می‌زند؛ زمانِ صدای رسایشان رسیده است. گوش کن! صدایی می‌آید از آن‌طرف کوه‌های گیلان؛ صدایی که به کنج چارقد خاکستری‌اش، آبنبات گره کرده! صدایی می‌آید از پشت دریاها، از شهری که بوی آب و ماهی می‌دهد؛ صدایی که با لهجه‌ی غلیظ بندری‌اش، وان یکاد می‌خواند و به چشم‌هایش -هنوز هم که هنوز است- شبیه روزهای پرشور جوانی، سرمه می‌کشد.

گوش کن! صدایی دیگر… شاید شبیه زمزمه؛ گمانم از لابه‌لای شبکیه‌های زرِ ضریح آقای خراسان. صدایی که کبوتر است؛ صدایی خسته، صدایی رَسته. شاید از آن سرزمین خورشیدشان تا همین حوالی پرواز کرده.

«صداها سَرواند؛ به صبرِ ایوب، به قامتِ بلندِ تَلِّ زینب…

ایستاده‌اند و به بلندای تاریخ تماشا می‌کنند. اینجا، اینجا که خون‌ها بر زَبون‌ها پیروزند، سروهای ما ایستاده هم نمی‌میرند.»

صداها پیوسته بلند می‌آیند و کوتاه نمی‌شوند. صداهایی که به هر بانگ «الله‌اکبرِ» اذان صبح جان می‌گیرند، تب می‌کنند، نفس‌نفس می‌زنند، اما از نفس نه، نمی‌افتند.

گوش کن! صداها و سروها نمی‌میرند. می‌مانند به اتحادی مقدس. می‌بالند به اقتداری مقدس. می‌سازند به دفاعی مقدس.

صداها، سروها، نمی‌میرند. به نام نامی حیدر نمی‌میرند.

۱۵ مهر ۱۴۰۵
کد خبر : ۱۰,۵۶۳
کلیدواژه ها: سروها نمی‌میرند, زهرا پناه, آزادگان, ادبیات دفاع مقدس, صبر و مقاومت, ایثار, مؤسسه پیام آزادگان, روایت ایثار

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید