سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!
 
آزاد مثل آزاده (۲۱)؛

شعر «فصل سنگین برگ‌ریزان»

شعر «فصل سنگین برگ‌ریزان»
وقتی حماسه هشت سال دفاع مقدس را مرور می‌کنیم، واژه‌های آشنای شهید، آزاده، جانباز و... را می‌یابیم. این نامها، روایت شجاعت مردان و زنانی است که در آزمون‌گاه جبهه استوار ایستادند و حماسه بزرگ و مانای عصر ما را رقم زدند.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، آزادگان، تنها در جبهه، رزمنده نبودند که در اسارت، نیز جبههای تازه گشودند و رزمندههای عرصهی فرهنگ و سفیر صادق ارزشها و پیامهای انقلاب اسلامی شدند و در بارش تازیانه و درد و زخم و تحقیر و شماتت و تمسخر دشمن، چونان اسوه عاشورا -زینب کبری(س)- صبور و شکور، زیبایی دیدند و زیبایی آفریدند.

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال اینستاگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

شناختن و شناساندن این قهرمانان سترگ و بزرگ و توصیف سلوک عزتمندانه و مؤمنانه و عاشقانه و صادقانهی آنان، برای نسلهای امروز و فردا نه تنها جذاب و شیرین که بسیار بایسته و شایسته است و بهرهگیری از «زبان هنر» در این راه بایستهتر و شایستهتر و همین نگاه و رویکرد، زمینهی فراخوان مؤسسه پیام آزادگان در سال 1393 شد تا شاعران و نویسندگان و صاحبان ذوق و قلم در رشتههای شعر، داستان، خاطره، دلنوشته و نمایشنامه به خلق و ارسال اثر بپردازند.

در ادامه اثری برگزیده از قاسم بای (ساحل) از استان گلستان را با هم میخوانیم:

ای پدر! ای حماسهی جوشان!

اسوهی غیرت و فداکاری!

دوست دارم دوباره بنویسم

از تو، از روزهای بیداری

***

روزهایی که نام مردان را

از گلوی تفنگ میخواندند

مادران هم برای لالایی

مثنویهای جنگ میخواندند

***

شوق پرواز در تو جاری بود

شور میدان، شبی اسیرت کرد

پدرم! ای جوانترین آیه!

غم ماندن چقدر پیرت کرد

***

تو نبودی کنارمان امّا

خاطراتت چقدْر جاری بود

سهم ما از تو قاب عکسی سرخ

سهم ما از تو بیقراری بود

***

جسم پاکت اسیر بود امّا

جامهی سرخی از پریدن داشت

تار و پود تو آسمانی بود

ربّنایت چقدْر دیدن داشت

 

نفْس خود را اسیر میکردی

میسرودی شکوه دیگر را

سجدههای تو فاش میکردند

اشتیاق جهاد اکبر را

***

خاک دشمن همیشه شاهد بود

روحت آزاده بود، آزاده

حرفهای امام یادت بود

جانت آماده بود،آماده

***

گاه در بند عشق بودن نیز

اوج آزادی است، آزادی

اوج آزادگیست آن درسی

که به زندانِ زندگی دادی

***

سالهای اسارتت بیشک

با تب انتظار طی میشد

فصل سنگین برگریزان هم

به امید بهار طی میشد

***

آمدی، با تو روشنی برگشت

سَنَدی از حماسه پیدا شد

تک درخت امیدمان آن روز

با نفسهای تو شکوفا شد

***

حال در هر سپیده میبینیم

روی ماه تو ماهتر شده است

پای شیطان شکسته، باور کن

دشمنت رو سیاهتر شده است

***

زخمهایت روایتی سرخند

میستاییم زخم جاری را

روی پیشانی تو میخوانیم

ادبیّات پایداری را

 

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال تلگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

آنچه خواندیم، نمونهای از آثار برگزیده در نخستین فراخوان مؤسسه پیام آزادگان است که با عنوان«آزاد مثل آزاده» برگزار شد. این آثار در چهار فصل به نام‌های «شعر»، «داستان»، «نمایشنامه»، «نامه و دل‌نوشته» گردآوری شده است. این آثار یکی پس از دیگری در سایت مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان قرار خواهد گرفت. امید است در تداوم این راه، آثار برتر دیگر را شاهد و ناظر باشیم.

  بیشتر بخوانید

مؤسسه فرهنگی، هنری پیام آزادگان

خبرنگار: مالک دستیار

۲۲ خرداد ۱۴۰۰
کد خبر : ۵,۳۹۳
کلیدواژه ها: قاسم بای,آزاد مثل آزاده,فرزانه قلعه قوند,محمدرضا سنگری,شعر,داستان,قصه

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید