سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!
 
خاطرات آزاده و جانباز قدیر‌علی تقیان؛

حفظ قرآن به شوق دیدار امام(ره)

حفظ قرآن به شوق دیدار امام(ره)
حاج آقا ابوترابی به ما گفت: هر کس بتواند در حفظ قرآن بکوشد من بعد از اسارت شرایطی فراهم میکنم که به دیدار امام(ره) بروند و من به شوق دیدن امام چند جزء از قرآن را حفظ کردم اما اسارت آنقدر به درازا کشید که از دیدن امام(ره) محروم ماندیم.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، آزاده قدیر‌علی تقیان از آزادگان و جانبازان اصفهانی است که در سال ۶۱ درحالیکه فقط  ۱۷ سال سن داشت به همراه تیپ امام حسین(ع) و در گردان امام حسین(ع) به جبهه اعزام شد.

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال اینستاگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

تقیان بعد از گذراندن ۳ ماه در پشت جبهه جنگ در آبان سال ۶۱ در عملیات محرم شرکت و در همان عملیات به دلیل برخورد تیر به پهلوی چپ مجروح و در سن ۱۷ سالگی به اسارت رژیم بعث عراق در می‌آید.

وی ۸ سال از عمر خود را در زندان‌های موصل عراق سپری و سرانجام پس از تحمل هشت سال دوری از وطن در تاریخ ۲۷ مرداد سال ۶۹  به وطن بازمی‌گردد. این آزاده سرافراز هم اکنون جانباز ۷۰ درصد می‌باشد.

این آزاده سرافراز و جانباز در گفت‌وگو با خبرنگار موسسه پیام آزادگان به بیان خاطر‌ه‌ای از حضور و نحوه اسارتش در هشت سال جنگ تحمیلی پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:

در شب عملیات محرم هنگامی که می‌خواستیم از رودخانه‌ بگذریم وقتی ارتفاع آب ده سانتی در یک شب به بیش از دو متر رسیده بود و عملیات لو رفته بود ناچار به عبور از رودخانه‌ای بودیم که سرعت آب آن به قدری زیاد بود که هر چیزی که بر سر راه خود داشت با خود می‌برد. تصمیم گرفتیم که دستان همدیگر را بگیریم تا وقتی آب با سرعت به ما برخورد می‌کند نتواند ما را جدا کند.

بچه‌ها صف‌های طولانی تشکیل دادند و به این طریق وارد آب شدند. کم‌ کم جلو رفتیم از سرمای هوا به خود می‌لرزیدیم اما همواره مسیر را طی می‌کردیم تا این که به قسمت عمیق آب رسیدیم و این زنجیر شکسته شد. آب هر کدام از بچه‌ها را به طرفی برد و تعداد اندکی از بچه‌ها توانستند خود را به آن طرف رودخانه برسانند. به آن طرف رودخانه که رسیدیم کار تازه شروع شده بود ما نه مهماتی داشتیم و نه تجهیزاتی بیشتر بچه‌ها زخمی‌ بودند، من هم بعد از خونریزی شدید از ادامه مسیر باز ماندم و در تله رژیم بعث عراق گرفتار و اسیر شدم.

بعد از اسارت ما را به بیمارستانی در شهر موصل منتقل کردند و بعد از کمی مداوا به اردوگاه موصل ۲ منتقل کردند. بعد از مدتی به اردوگاه موصل ۳ و در مدت ۸ سال اسارت در اردوگاه‌های شهر موصل به سر می‌بردم. در آنجا حاج آقا ابوترابی را ملاقات کردم و همیشه گوش به فرمان ایشان بودیم‌. حاج آقا برای ما مثل یک پدر دلسوز بودند.

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال تلگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

در اردوگاه هر کس برای گذراندن وقت خود به کاری مشغول می‌شد هر چند خودم در کلاس‌های قرائت قرآن شرکت می‌کردم اما یک روز حاج آقا ابو ترابی به ما گفت، هر کس بتواند در حفظ قرآن بکوشد من بعد از اسارت شرایطی فراهم میکنم که به دیدار امام(ره) بروند و من به شوق دیدن امام چند جزء از قرآن را حفظ کردم اما اسارت آنقدر به درازا کشید که از دیدن امام(ره) محروم ماندیم.

در آخر می‌خواهم بگویم که لطف مردم ایران را که در روز آزادیم در 26 مرداد با آن استقبال با شکوه و بی نظیر همراه بود را هرگز فراموش نخواهم کرد و تا همیشه سپاسگذار آن همه ابراز محبت خواهم بود.

آزاده قدیر‌علی تقیان در پاسخ به سوال خبرنگار ما که اصلی ترین مشکل و گرفتاری آزادگان چیست؟ گفت: اکثر آزادگان به دلیل مشکلات ناشی از شکنجه‌های دشمن در دوران اسارت دیگر ناتوان شدن و توانایی انجام فعالیتی را نداشته و فرزندانی دارند که نیاز به حمایت خانواده دارند که مشکل اشتغال فرزندان آزادگان و حمایت نشدن آن‌ها کابوس شب‌های همه ما است.

انتهای پیام/

مؤسسه فرهنگی، هنری پیام آزادگان

خبرنگار: مالک دستیار

۲۷ شهریور ۱۴۰۰
کد خبر : ۶,۱۹۴
کلیدواژه ها: آزاده قدیر‌علی تقیان,دوران اسارت,اردوگاه موصل,عملیات محرم

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید