سالگرد ۲۲ بهمن، حضور پرشور و چندنسلی مردم در خیابانها بار دیگر این راهپیمایی را از یک مراسم نمادین فراتر برد؛ صحنهای از «بودن» و تداوم که پیام انسجام، مطالبهگری و ایستادگی را همزمان به داخل و خارج از کشور مخابره کرد.
به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگیهنری پیام آزادگان،یادداشت مدیر روابط عمومی موسسه زهرا کورانی از حضور پرشور ملت ایران در راهپیمایی یومالله ۲۲بهمن
امسال هم مثل هر سال، دخترم را بغل کردم و پیچید در پیراهن قرمزش. بوی چوب سوختهی بچههای محل که اتش روشن کردند و دورش جمع شدند، تو بینی بود. دستش را گرفتم و رفتیم توی جمعیت. پایم کمی میلرزید؛ نه از سرما، از سنگینی تاریخی که باز بر دوشمان میگذاشتند. راهپیمایی ۲۲ بهمن برای من، همیشه بیشتر از یک "حضور"، یک "احساس" بوده. احساسی که با هر قدم، در استخوانت جا میشود.
کنارم زنی هفتادساله، تکتک قدم برمیداشت. دست مادربزرگی را میفشردم که پلاکارد کوچکی در دست داشت: "من برای این آمدم که بگویم هنوز هستم." این، کل راز تأثیر اجتماعی این روز است. اینجا فقط شعار نیست؛ "وجود" است. وجود زنی که جنگ را دیده، وجود دختر دانشجویی که بغضش را میخورد، وجود پدری که پسرش را بر دوش گرفته. این تصویر یکپارچه از تداوم، قویترین پیام ما به دنیاست: "ما اگر چه گاه خسته، ولی پیوستهایم."
اینجا، میدانی است برای خوانش قدرت. آنجا که جوانان با چه شوری میکوبند، آنجا که شعارها چگونه تغییر میکند، آنجا که چشمهای مردم مستقیماً به دوربینها میگویند چه میخواهند. این راهپیمایی، بینظیرترین نظرسنجی میدانی و غیرقابل انکار برای هر حاکمیتی است. صدایی است که نمیتوان برچسب "حکومتی" یا "دولتی" به آن زد. اعتباری است که باید هر سال بازخرید شود، نه با شعار، که با عمل.
اینجا نمایشی است که هیچ دیپلماتی نمیتواند نادیده بگیرد. رسانههای جهانی، هر چقدر هم که قاب را ببرند، از تراکم این جمعیت نمیتوانند بگذرند. اینجا، مردم نه با اسلحه، که با پاهایشان "نه" میگویند به تهدیدها. قدرت نرمی است که دشمن را وامیدارد هزینه محاسبه کند. هر کودک بر دوش پدر، هر پرچمی که در باد میرقصد، پیامی است به زبان بینالمللی: "محاسبات شما درباره فروپاشی این ملت، اشتباه است."