سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!

نهضت امام در دل اردوگاه: خلق مجلات و روزشمار انقلاب توسط اسرای ایرانی

نهضت امام در دل اردوگاه: خلق مجلات و روزشمار انقلاب توسط اسرای ایرانی
در ایام الله دهه‌فجر اسرای ایرانی در اقدامی خطرناک، مجلات و تصاویر امام را به یاد انقلاب تهیه کردند؛ کاری که اگر لو می‌رفت، بهای سنگینی داشت، اما ایمان و عشق به انقلاب آنان را از بیم مجازات نرهاند.

به گزارش روابط عمومی موسسهفرهنگی‌هنری پیام آزادگان، به مناسبت ایام الله دهه فجر به مرور خاطرات محمد حسن جمشیدی از برگزاری برنامه‌های دهه‌فجر در اردوگاه‌های عراق پرداختیم.

یکی از کارهایی که در ایام دهه فجر انجام می‌شد این بود که گروه فرهنگی به سراغ افراد گوشه‌گیر و تا حدی بریده‌شده می‌رفت. بسیار مشاهده می‌شد که بچه‌ها با طولانی‌شدن دوران اسارت و درد و رنج‌های دائمی آن و جنایات روزمرة بعثی‌ها، ببُرند و در گوشه و کنار آسایشگاه و اردوگاه به کنج خلوت خودشان بروند. دیده می‌شد که فرد اسیری دائم زیر پتو است و بیرون نمی‌آید؛ یا در کنج اردوگاه و در کنار باغچه خودش را با یک چوب مشغول کرده و ساعت‌ها به همان وضعیت مانده است؛ یا به‌رغم آنکه غذای اندکی می‌دادند، همان مقدار غذا را هم نمی‌خورد و به مشکل حاد جسمی و روانی دچار می‌شد؛... وظیفه افراد گروه فرهنگی در هماهنگی با مسئولان آسایشگاه و اردوگاه این بود که به سراغ این گونه اشخاص بروند و با صبر و حوصله فراوان که بعضی مواقع شاید به یکی دو ماه می‌کشید، زمینه‌های جذب او را فراهم سازند.

ایام‌الله دهه فجر سال 1366 اوج فعالیت‌های فرهنگی اردوگاه در تمام سال‌های اسارت بود. به نیت ده روز دهه فجر، ده عنوان مجله تهیه کردیم. به کمک اطلاعات افرادی که از سن و سال بیشتری برخوردار بودند، تاریخ انقلاب را کاملاً مرور و نهضت امام را از سال 41، 42 تا زمان پیروزی انقلاب ثبت و درج کردیم. من قبلاً بارها و بارها اتفاقات فیضیه و قبل و بعد آن را برای بچه‌ها تعریف کرده بودم. بسیاری از آن‌ها قبلاً تحریر شده بود، ولی این بار تاریخ دقیقی از سرگذشت انقلاب را دسته‌بندی‌شده تهیه کردیم. روزشمار کاملی نیز از دهه فجر یعنی از 12 تا 22 بهمن 1357 تهیه شد. به کمک عکس‌های رادیولوژی که از درمانگاه گرفته بودیم، کلیشه‌های بسیار زیبایی از عکس‌های امام تهیه کرده بودیم. برای هر آسایشگاه حداقل یک تصویر امام بر روی این فیلم‌ها طراحی شده بود. روزها این عکس‌ها را درون حوض آب می‌انداختیم تا عراقی‌ها متوجه نشوند.

در روزهای شانزدهم هفدهم بهمن، به این احساس رسیدم که انگار بعثی‌ها به کار بچه‌ها مشکوک شده‌اند و بوهایی برده‌اند. همان روز بچه‌ها را فراخواندم، موضوع را با آن‌ها در میان گذاشتم. اگر مجلات و کلیشه‌ها به دست بعثی‌ها می‌افتاد، آخر و عاقبت هیچ کداممان معلوم نبود.

این فعالیت‌های فرهنگی، گرچه در سکوت و زیر سایه ترس انجام می‌گرفت، اما شریان حیاتی حفظ روحیه و پیوند با آرمان‌های انقلاب برای اسرای در بند بود.

 

 

۲۱ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر : ۱۰,۳۶۹

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید