ایران متعلق به کسانی است که به آن احساس تعلق دارند. تعلق اما معامله نیست؛ یکطرفه بسته نمیشود. تعلق، درد مشترک است میان آدم و خاک.
به گزارش روابطعمومی موسسه فرهنگیهنری پیام آزادگان، یادداشت زهرا کورانی مدیر روابطعمومی موسسه پیام آزادگان در مورد وطن و حمله رژیم منحوس صهیونیسم و آمریکای جنایتکار
◆بعضی وقتها سرزمین فقط یک نقطه روی نقشه نیست. گاهی تکهای از پوست توست، خونی که در رگهایت میجوشد، خاطرهای که در نفسهایت خانه کرده. ایران برای من و امثال من، چنین چیزی است. نه از آن رو که اینجا زاده شدهام، که از آن رو که برایش زیستهام.
◆ایران متعلق به کسانی است که به آن احساس تعلق دارند. تعلق اما معامله نیست؛ یکطرفه بسته نمیشود. تعلق، درد مشترک است ميان آدم و خاک. وقتی جنگ است، وقتی تهدید است، وقتی دشمن چنگ نشان میدهد، آن وقت معلوم میشود که تعلق یعنی چه.
◆انساندوستی ربطی به مرز ندارد. میتوانی غمگین کودکان غزه باشی و همزمان، سرباز وطن خود. میتوانی برای صلح جهان دعا کنی و تفنگ را زمین نگذاری. سیاست با دشمنی فرق دارد. سیاست محاسبه است، دشمنی عقیده. ما با آمریکا و اسرائیل سر محاسبه نداریم، سر عقیده داریم. عقیدهای به نام ایران.
◆آدمفروشی غیر از احساس مسئولیت است. وطنفروشی غیر از نقد. مرز باریکی است میان اینها، اما هرکس چشم دل داشته باشد، میبیند.
◆واقعیت تلخ تاریخ این است: هیچ بیگانهای دلسوز نخواهد بود. بیگانه شاید مهربان باشد، شاید منصف، اما دلسوز؟ نه. دلسوزی ریشه در خاک دارد، در خاطره، در زخم. کسی که زخم این سرزمین را نخورده، درمانگر دردهایش نمیشود. کسی که شبهای بمباران را نکشیده، نمیفهمد چرا ما هنوز ایستادهایم.
◆هیچکس اجازه ندارد بر ایران حکومت کند، جز ایرانیای که ایران را فهمیده باشد. این را نه از روی تعصب میگویم، که از سر تجربه. صدها سال است که این سرزمین آزموده و خطا کرده. ما آزمودههای تاریخیم.
◆سالهاست میجنگیم. جنگ با دشمن، جنگ با جهل، جنگ با ناامیدی و جنگ با هر آنچه که آدمی را از مسیر درست منحرف کند. خون دادهایم، آنقدر که اگر یک قطره از آن را جمع کنی، رودخانه میشود. شهید دادهایم، آنقدر که اسمشان را دیگر نمیتوان شمرد.
◆اسیر شدهایم، اما آزادگی را از یاد نبردهایم. جانباز داریم که هر روز زخمهایش به یادمان میآورد جنگ یعنی چه. از مال گذشتیم، از جان گذشتیم، از راحتی گذشتیم و برای باورهایمان جنگیدیم. نه این جنگ را، که جنگهای بعدی را هم میجنگیم. ما نمیترسیم، ترس برای کسانی است که چیزی برای از دست دادن ندارند. ما ایران را داریم، ما باور را داریم، ما تاریخ را داریم.
◆ذلت نمیپذیریم. ذلت یعنی تن دادن به آنچه نیستی. ما هستیم، پس تن نمیدهیم.
امروز دشمن دوباره دندان نشان داده. آمریکا و اسرائیل، این دو که از دیرباز خوابهای پریشان برای این سرزمین دیدهاند، باز نقشه میکشند. غافل از اینکه ایران فقط خاک نیست، ایران روحی است که در هزاران هزار نفر دمیده شده. هرکس که برایش دعا کرده، هرکس که برایش گریسته، هرکس که برایش ایستاده، یک سلول از پیکر این سرزمین است.
◆ما نمیگوییم جنگ زیباست. جنگ زشت است. اما گاهی میان زشت و ذلت، یکی را باید برگزید. ما زشت را برمیگزینیم. و این را بدانید، هر که هستید، هر کجا هستید، ما از جنگ بعدی هم نمیترسیم. نه از موشک، نه از تحریم، نه از تهدید. ترس مال کسانی است که وطن را ملک شخصی میدانند، نه پیکر خود. وطن برای ما پیکر خودمان است. آدم از پیکر خود که نمیترسد.
میمانیم. میجنگیم. میمیریم اگر لازم باشد؛ اما زانو نمیزنیم.