همزمان با بازگشت نخستین گروه از اسرای مفقود به میهن در شهریور ۱۳۶۹، حقایق تکاندهندهای از دوران اسارت در عراق آشکار شد؛ روایت سالها پنهانکاری رژیم بعث در عدم ثبت اسامی اسرا و نگهداری هزاران رزمنده در اردوگاههای مخفی، فراتر از یک اسارت ساده، یک فاجعه انسانی بود.
ثبت اسرا نزد کمیته بینالمللی صلیب سرخ، یکی از مهمترین مسائل در دوران اسارت رزمندگان ایرانی در اردوگاههای عراق بود. ثبتشدن نام اسیر، علاوه بر تثبیت وضعیت حقوقی او، عراقیها را موظف میکرد تا درباره محل نگهداری و شرایط وی به نمایندگان صلیب سرخ پاسخگو باشند؛ موضوعی که میتوانست تا حدی از فشارها و سختگیریهای مأموران بعثی بکاهد.
نمایندگان صلیب سرخ معمولاً در فاصلههای زمانی حدود ۵۰ تا ۶۰ روزه از اردوگاهها بازدید میکردند. این نهاد بینالمللی پس از آغاز جنگ، با تأخیر وارد روند بازدید از اسرا شد و در نخستین بازدیدها، برای اسرای اردوگاه موصل شماره یا کد اسارت صادر کرد. پس از آن نیز اردوگاه رمادی در شمار اردوگاههای مورد بازدید قرار گرفت.
حضور صلیب سرخ تنها به ثبت اسامی محدود نمیشد. ایجاد امکان نامهنگاری میان اسرا و خانوادههای آنان، تهیه برخی نیازهای فرهنگی همچون قرآن و کتاب و نیز ارائه گزارش از وضعیت اردوگاهها، از جمله اقداماتی بود که نقش مؤثری در کاهش نگرانی خانوادهها و بهبود نسبی شرایط اسرا داشت. همچنین در روزهای پیش از ورود نمایندگان صلیب سرخ، مسئولان عراقی معمولاً از شدت سختگیریها میکاستند.
با وجود این، رژیم بعث عراق از ثبت همه اسرای ایرانی خودداری میکرد. این مسئله بهویژه در دو سال پایانی جنگ شدت گرفت؛ دورهای که شمار زیادی از رزمندگان اسیر، از جمله سربازان عادی، بدون برخورداری از ابتداییترین حقوق قانونی در اردوگاههای مخفی نگهداری میشدند.
تأسیس اردوگاههای تکریت و خودداری از معرفی اسرای آن به صلیب سرخ، یکی از تلخترین فصلهای تاریخ اسارت به شمار میرود. برای نمونه، پس از عملیات کربلای ۴ در سال ۱۳۶۵، اردوگاه تکریت ۱۱ برای نگهداری اسرا تأسیس شد و بعثیها از نشاندادن اسرای این اردوگاه به نمایندگان صلیب سرخ امتناع کردند. اسرای عملیاتهای کربلای ۵ و کربلای ۶ نیز به این اردوگاه منتقل شدند.
بر اساس آمارهای موجود، از حدود ۴۲ هزار اسیر ایرانی در عراق، تنها نزدیک به ۲۰ هزار نفر در روزهای نخست اسارت یا پس از استقرار در اردوگاهها نزد صلیب سرخ ثبت شده بودند. نام حدود ۲۲ هزار اسیر مفقود و مخفی، تنها در روزهای پایانی اسارت و هنگام تبادل اسرا ثبت شد.
اسرای ثبتنشده و مخفی، از بسیاری از حقوق اولیه انسانی محروم بودند. وضعیت تغذیه، بهداشت، درمان و محل اسکان آنان در بسیاری از موارد بهمراتب نامناسبتر از اسرای ثبتشده بود. تازهتأسیسبودن برخی اردوگاهها، ازدحام جمعیت و نبود امکانات کافی نیز بر دشواریهای زندگی این آزادگان میافزود.
بازگشت نخستین گروه از اسرای مفقود در روزهای پنجم تا هشتم شهریور ۱۳۶۹، پس از سالها بیخبری خانوادهها، تنها بازگشت جمعی از فرزندان ایران نبود؛ بلکه پرده از واقعیتی تلخ برداشت: هزاران رزمنده ایرانی سالها دور از چشم نهادهای بینالمللی و محروم از حقوق قانونی، در اردوگاههای مخفی رژیم بعثی اسیر بودند.