همزمان با آغاز به کار نمایشگاه کتاب مجازی تهران که به مدت یک هفته دایر میباشد، موسسه پیام آزادگان برای سهولت خرید مخاطبین لینک خرید تازههای نشر را منتشر نمود.
به گزارش روابطعمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، همزمان با آغاز نمایشگاه یک هفتهای کتاب مجازی تهران موسسه پیام آزادگان برآن شد جهت سهولت خرید کتابهای به نمایش گذاشته شده خود در این نمایشگاه علاوه بر معرفی تازههای نشر، لینک خرید آنها را هم منتشر نموده است. و هر روز دو کتاب معرفی میشود.
1️⃣من و مجنون
عکس لرزان مهتاب وسط آبراههای هورالعظیم دیده میشد. قرص ماه تقریباً کامل شده بود. ساقههای کشیده نی در سایهروشن نور ماه مثل انبوهی از آدمهای وحشتزده که از ترس به اینطرف و آنطرف سرک میکشند چپ و راست میشدند. چند روزی میشد که عراقیها پشت خط آرایش نظامی گرفته بودند. معلوم بود آمادة عملیات شدهاند. وقتش را نمیدانستیم. خبرش را علی هاشمی به همة یگانهای توی جزیره داده بود. غیر از گردانهای ناوتیپ امیرالمؤمنین(ع)، نیروهایی از لشکر 25 کربلا، 7 ولیعصر، فتح و 19 فجر هم توی جزیره خط داشتند. همه آمادهباش بودند. صدا از کسی درنمیآمد.
من و مجنون روایت زندگی آزاده ارجمند رضا میرزایی میباشد.
👈برای خرید این کتاب روی این لینک بزنید: https://alnk.ir/manomajnon
2️⃣آفتاب در سلول
جهانبخش مثل سایر بچهها همیشه به فکر خودسازی و معنویت و همواره به نماز و عبادت مشغول بود. شبی به مسئول اذان و نماز گفته بود که مرا برای نماز شب بیدار کن. مسئول بیدارباش ساعتی قبلاز اذان صبح او را از خواب بیدار کرده بود. جهانبخش وضو میگیرد و مشغول نماز میشود. بعداز کمی نماز خواندن، اندکی سحری میخورد که فردایش روزه بگیرد. بعداز خوردن سحری، دوباره مشغول نماز میشود و بعداز نماز سر به سجده میگذارد. تا اینکه وقت نماز صبح میشود و بقیۀ بچهها به خواندن نماز صبح مشغول میشوند، ولی جهانبخش همچنان سر به سجده نهاده بود. یکی از دوستانش او را صدا میزند که جهانبخش، برخیز. هرچه صدایش میکنند، او سر از سجده برنمیدارد. جهانبخش در سجده به معشوق خود پیوسته بود.
👈برای خرید این کتاب بر روی این لینک بزنید: https://alnk.ir/aftabdarselol
نکته: سعی شود چندتا کتاب را باهم انتخاب کنید و هزینه را یکجا پرداخت کنید،چون تا۲بار سفارش از یک انتشارات،هزینه ارسال رایگان است.
انتهای پیام/
برای ورود به ویکی آزادگان اینجا کلیک کنید / www.wikiazadegan.com