سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!

منشور پاکی و خدمت‌گزاری؛ درس‌های سید آزادگان از صبوری، مقاومت و شکر نعمت‌ها

manshoor-paki-khedmatgozari
کتاب «منشور پاکی و خدمت‌گزاری» مجموعه‌ای ارزشمند از رهنمودها و سخنان سید آزادگان، حاج سید علی‌اکبر ابوترابی است که در سخت‌ترین شرایط اردوگاه‌های بعثی و به‌صورت پنهانی ثبت شد. این اثر، راهنمایی روشن برای زندگی جمعی، شناخت وظیفه و پاسداشت نعمت‌های الهی با تکیه بر اخلاق و معنویت است.

مقدمه : 
بی‌شک، دوران سختِ گذرِ ده ساله‌ی اسیران ایرانی در اسارتگاه‌های عراق، سرانجامی عزت‌بخش و افتخارآفرین به همراه داشت. تسلیم‌ناپذیری، همزیستیِ آرام و ایثارگرانه همراه با امید و نشاط، تحمل ناملایمات و تلخ‌کامی‌ها، تلاش در جهت سالم نگه داشتن جسم و روح، رشد فضیلت‌های اخلاقی و علمی و مواردی از این قبیل، ویژگی عمده‌ی اسیران ایرانی در این دوران است.

پژوهشگری که با تأمل به این موضوع بنگرد، پی می‌برد که قوه‌ای عاقله بر حرکت کلی اسیران ایرانی حاکمیت داشته و یک هادیِ خردمند و مهذّب، خط‌مشی کلی اسارت را، به‌ویژه در بحران‌ها و تندبادهای سخت آن، حکیمانه‌ رهبری می‌کرده است.

امروزه، هنگامی که واژه‌ی «آزادگان» در ایران اسلامی به زبان آورده می‌شود، بر آینه‌ی ذهن‌ها، تصویر مردی نمایان می‌شود که نمودار تحمل، مقاومت، خدا‌محوری، آرامش، تواضع و دیگر خوبی‌ها بود؛ انسانی دوست‌داشتنی، رازداری امین و حلیم، و گره‌گشایی بی منت.

هنگامی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، او که بیش از پانزده سال به صورت شبانه‌روزی، خستگی‌ناپذیر و پرتوان، در صف اول مبارزه به مقابله با دستگاه سلطنت پهلوی پرداخته بود — و انتظار می‌رفت که همچون بیشترِ همرزمان یا بسیاری از کسانی که در صفوف بعدی بودند، پست و مقامی را در اختیار بگیرد و کام خویش را پس از آن همه دورانِ تلخِ دربه‌دری شیرین نماید — با آغاز جنگ تحمیلی، ناشناخته و بی‌پیرایه رو به‌ سوی جبهه‌ها آورد تا بندگیِ خالصانه‌ی خود را، بیش از پیش، در پیشگاه حق‌تعالی به نمایش گذارد. او در جبهه‌های جنوب، با حضور در ستاد جنگ‌های نامنظم، در کنار سردار شهید دکتر مصطفی چمران، خدمات ارزنده‌ای انجام داد و در شناسایی‌ها و عملیات‌های مختلف، نیروهایش را با تدبیر و شجاعت فرماندهی کرد.

در ۲۶ آذر ماه ۱۳۵۹ ناگهان خبر شهادت ایشان منتشر شد و امام خمینی (ره) پیام تسلیتی خطاب به پدر بزرگوارش در مجلس شورای اسلامی صادر نمود. مجالس بزرگداشتی برایش برگزار کردند و بسیاری از افراد در فراقش اشک‌ها ریختند؛ اما او دوران بازجویی‌های اولیه را در سلول‌های بغداد می‌گذراند و شکنجه‌ها را تحمل می‌کرد.

آن روزها کسی نمی‌دانست مردی که این‌گونه پا به میدان نبرد با دشمن گذاشت و ره به وادی اسارت سپرد، روزی پناهگاه اسیرانی مظلوم و بی‌پناه خواهد شد و همچون پدری مهربان، آن بندگانِ مجاهد و بی‌توقعِ خدا را دلسوزانه و حکیمانه رهبری خواهد کرد.

«سید علی‌اکبر ابوترابی» مأموریت الهی خود را از همان روزهای نخست اسارت، در سلول‌های بغداد به خوبی انجام داد. هم‌بندانش، زود به ارزش والای او پی بردند و گمشده‌ی خویش را در وجودش متجلی یافتند.

او بیش از ده ماه را در زندان‌ها و سلول‌های وحشتناک بغداد گذراند؛ شکنجه‌های سخت را تحمل کرد و چند بار او را به پای ستون تیرباران بردند، اما خدا او را برای مأموریتی دیگر فرستاده بود. در مهر ماه سال ۱۳۶۰ با ورود به «اردوگاه عنبر در منطقه‌ی رمادی» با اخلاق کریمانه‌ی خویش، پرتوی انوار درخشان خود را بر همه تابانید و خط‌مشی کلی اسیران مظلوم را در اسارتگاه‌ها همان روزها ترسیم کرد.

او در اسارتگاه، شأن و وظیفه‌ی روحانی بودن خویش را این‌گونه حفظ کرد که همچون طبیبی دوّار به درمان دردهای روحی و روانی اسرا بپردازد و گره از کار آن‌ها بگشاید. بی‌کسوت روحانی، همه او را یک روحانی عظیم‌الشأن می‌شناختند و او با همه‌ی احترام و اشتیاقی که دیگران به وی داشتند، هیچ‌گاه کسی را به خدمت خویش نمی‌گرفت؛ بلکه خود، فرادستِ همه‌ی خدمت‌گزاران بود.

خداوند این‌گونه خواست که آن حکیمِ حلیم، به دست دشمن از این اردوگاه به آن اردوگاه و از این زندان به آن زندان رود تا مأموریت خود را در حفظ جسم و روح اسرا و راهبری مدبرانه‌ی آن به انجام رساند.

هنگامی قدم به اردوگاه «موصل یک» گذاشت که اختلافات، همه را کلافه کرده بود. وقتی که او به اردوگاه آمد، یأس، طرد، رکود، اختلاف و کسالت رخت بربست و امید، جاذبه، تحرک، اتحاد و نشاط جایگزین شد. به‌رغم ممنوعیت قلم و کاغذ و پیامدهای سخت و مجازات‌های سنگینی که عراقی‌ها برای دارندگان این دو ابزار اولیه‌ی حیات فرهنگی تحمیل می‌کردند، اسرا وجود آن مرد بزرگ را درک کردند و همه‌ی سخنانش را ثبت نمودند.

تندنویسان در کمین بودند تا او در جایی از اردوگاه به سخنرانی بپردازد تا پنهانی سخنانش را به نگارش درآورند؛ سپس در تمام اتاق‌ها خوانده شود.

سرانجام، همه‌ی پیام‌ها و سخنانش ثبت گردید و برای این‌که از دسترس عراقی‌ها دور بماند، در «کاغذهای نازک لِف» نوشته و در جایی مخفی گشت و حتی برخی از آن‌ها روی کاغذهای یکسان و هم‌شکل صلیبی به نگارش درمی‌آمد.

هنگام رهایی از اسارت، برخی از دوستان از اردوگاه‌های مختلف توانستند ـ با وجود سختی‌های فراوان ـ این مجموعه‌ی پیام‌ها و سخنان مکتبی را به ایران بیاورند، تا شاید روزی واقعیت‌نگارانِ «نیمه‌ی پنهانِ دفاع مقدس» در نشر آن بکوشند.

بسیاری از دوستان ما را یاری کردند و هر کدام آنچه را داشتند در اختیارمان قرار دادند که نام بردن از تک‌تک آن‌ها دشوار است؛ زیرا بسیاری از ایشان گمنام‌اند و ناشناخته. خداوند به آن‌ها جزای خیر دهد!

این کتاب ما را با وظیفه‌ی خویش در رفتارهای اجتماعی آشنا می‌سازد و راهنمایی ارزنده برای کسانی است که می‌خواهند در زندگی جمعی، سالم و موفق باشند و با اخلاقی نیکو و رفتاری عاقلانه، بی آن‌که به گرداب پریشان‌فکری و اعصاب‌خردی‌های رایج بیفتند، پرنشاط زندگی کنند.

این مجموعه را بر اساس اردوگاه‌ها و مطالب مربوط به آن‌ها به چهار فصل تقسیم کرده‌ایم؛ اما از اردوگاه «موصل یک قدیم» که آغاز صدور پیام‌ها و سخنرانی‌های جمعی سید آزادگان می‌باشد، متأسفانه تاکنون نتوانسته‌ایم مطالبی به دست آوریم؛ هرچند که نگارنده یقین دارد که آن سخنرانی‌ها که در آن مدت بیش از سه ماه صورت گرفت، نگاشته و توسط برخی از دوستان به ایران آورده شده است. امید است بتوانیم آن‌ها را به دست آوریم و در دسترس خوانندگان قرار دهیم.

در آغاز هر فصل، شرحی از وضعیت اردوگاهی که سید به آنجا قدم گذاشته و گزارشی از عملکرد او را به کوتاهی نگاشته‌ایم. همچنین در پایان، تصاویری از آن پارسای پرهیزگار آورده‌ایم تا مورد استفاده‌ مشتاقان آن عارف مجاهد قرار گیرد. علاوه بر آن، در پایان کتاب، گذری بر زندگی پرفرازونشیب، معنویت‌بار و مجاهدانه‌ی آن «عبد صالح خدا» داشته‌ایم تا خوانندگان با سیر زندگی او نیز آشنا شوند.

۲۹ مهر ۱۴۰۵
کد خبر : ۱۰,۵۷۶
کلیدواژه ها: منشور پاکی و خدمت‌گزاری، سید آزادگان، حاج سید علی‌اکبر ابوترابی، عبدالمجید رحمانیان، سخنان ابوترابی در اسارت، آزادگان ایرانی، اردوگاه‌های اسارت عراق

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید