سینما بیش از هر هنر دیگری توانسته است نبض احساس جامعه را به دست بگیرد و رویدادهای تاریخی را جاودانه کند. در میان هزاران قصه تلخ و شیرین دفاع مقدس، فصل «اسارت و آزادگان» فصلی آکنده از سکوت، غربت، صبوری و تناقضهای انسانی است. روز ملی سینما فرصت مغتنمی است تا ببینیم هنر هفتم تا چه اندازه توانسته صدای این قهرمانان صبور پشت سیمهای خاردار باشد و تصویر این حماسه خاموش را روی پرده نقرهای بازتاب دهد.
از بوی پیراهن یوسف تا ۲۳ نفر؛ بازخوانی نقش سینمای ایران در روایت حماسه آزادگان
سینما ابزاری قدرتمند برای تبدیل «خاطره فردی» به «حافظه جمعی» یک ملت است. پس از پایان جنگ تحمیلی و ورود غرورآفرین آزادگان سرافراز به میهن، سینمای ایران رسالتی خطیر بر دوش داشت: انتقال تصویری واقعی از سالهای اسارت، شکنجهها، امیدها و بازگشت پرماجرای اسرا به کانون خانواده و جامعه.
۱. سهم و نقش سینما در بازنمایی چهره آزادگان
اگرچه در سالهای نخستین پس از جنگ، نگاه به اسارت بیشتر بر محوریت اکشن و حادثهسازی متمرکز بود، اما با گذشت زمان سینما توانست به لایههای انسانیتر و روانشناختی اسارت نفوذ کند:
تبدیل اسارت از یک «اتفاق ناخواسته نظامی» به «مقاومت فعال و پایمردی هویتی».
تصویرسازی انتظار و رنج خانوادهها: نشان دادن سالهای بیخبری، چشمانتظاری پدران و مادران و بازسازی اجتماعی پس از بازگشت.
ثبت مظلومیت و شجاعت نسل نوجوان و جوان: بازتاب رفتار مؤمنانه و تشکیلاتی اسرا در برابر ساختار خشن بعثی.
کمبودها و افقهای پیشرو: با وجود تولید آثار ارزشمند، همچنان گنجینه عظیمی از خاطرات، وقایع خاص اردوگاهها و مسائل پس از بازگشت آزادگان وجود دارد که نیازمند توجه عمیقتر سینماگران و حمایت نهادهای فرهنگی است.
در تاریخ سینمای ایران، آثاری خلق شدهاند که هم در گیشه و هم در حافظه مردم ماندگار شدهاند:
بوی پیراهن یوسف (ابراهیم حاتمیکیا - ۱۳۷۴):
داستان و جایگاه: یکی از احساسیترین و ماندگارترین آثار سینمایی درباره انتظار و بازگشت آزادگان با بازی درخشان علی نصیریان و نیکی کریمی و موسیقی جاودانه مجید انتظامی؛ تجسم امید پدری که شهادت پسرش را باور ندارد تا در نهایت او را در میان کاروان آزادگان مییابد.
کیمیا (احمدرضا درویش - ۱۳۷۳):
داستان و جایگاه: با هنرنمایی زندهیاد خسرو شکیبایی؛ روایتی از اسیری که پس از سالها به وطن بازمیگردد تا دخترش را که در روزهای آغازین جنگ گم شده بود، پیدا کند؛ نمایشی ظریف از فداکاری و ایثار آزاده پس از رهایی.
۲۳ نفر (مهدی جعفری - ۱۳۹۷):
داستان و جایگاه: روایتی کاملاً مستند و خیرهکننده از گروه ۲۳ رزمنده نوجوان که به اسارت ارتش بعث درآمدند و با ایستادگی و رد نقشههای تبلیغاتی صدام، حماسهای بزرگ در تاریخ اسارت خلق کردند.
مردی شبیه باران (سعید سهیلی - ۱۳۷۵):
داستان و جایگاه: روایتی تنشزا از درون اردوگاههای عراق؛ با بازی ابوالفضل پورعرب در نقش فرماندهای اسیر که عراقیها تلاش میکنند هویتش را با فرستادن جاسوس فاش کنند.
شماره ۱۰ (حمید زرگرنژاد - ۱۴۰۱):
داستان و جایگاه: فیلمی پرتعلیق و مهیج بر اساس واقعیت، که ماجرای فرار موفقیتآمیز یک اسیر ایرانی از زندانهای مخوف بعث را روایت میکند و زاویهای اکشن و متفاوت از مقاومت را به نمایش میگذارد.
پرواز از اردوگاه (حسن کاربخش - ۱۳۷۲):
از نخستین فیلمهای جریانساز دهه هفتاد با بازی جمشید هاشمپور در نقش خلبان اسیر ایرانی؛ فیلمی که شور و هیجان خاصی در معرفی روحیه تسلیمناپذیری اسرا ایجاد کرد.
پدیده «اخراجیها»؛ نگاهی متفاوت به رزمندگان و آزادگان
سهگانه اخراجیها ( مسعود ده نمکی ) اگرچه در لایههای طنز روایت میشود، اما توانست جایگاه رزمندگان و آزادگان را در سینمای بدنه (محبوب مردم) تثبیت کند:
- اخراجیها ۱: شروع روایت تحولِ گروههای مردمی که به جبهه رفتند.
- اخراجیها ۲: مستقیماً به موضوع «اسارت» میپردازد؛ هواپیماربایی، اردوگاه، فضای زندگی اسرا و نهایتاً بازگشت پیروزمندانه آنها که با واکنشهای بسیار گسترده مردمی همراه بود.
- اخراجیها ۳: روایتِ دورانِ پس از جنگ و دغدغههای رزمندگان و آزادگان در جامعه امروز.
نفوذی (احمد کاوری - ۱۳۸۷): یکی از مهمترین آثار این حوزه؛ این فیلم به چالشِ بسیار حساسِ «سوءظن» نسبت به برخی آزادگان در بدو بازگشت میپردازد و روایتگرِ دردِ بیگناهیِ کسی است که پس از سالها اسارت، باید خود را ثابت کند.
سینمای ایران با طیف گستردهای از آثار، از درامهای سنگین تا طنزهای پرمخاطب، تلاش کرده است تا «آزاده» را از حصار اردوگاهها به فضای جامعه بیاورد. فیلمی نظیر «نفوذی» برای تبیینِ چالشهای روانی و اجتماعی آزادگان، و مجموعهی «اخراجیها» برای درگیر کردنِ مخاطبِ عام، هرکدام سهم متفاوتی در زنده نگاه داشتنِ نام آزادگان ایفا کردهاند.