سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!
آزاد مثل آزاده (۳۹)؛

شعر «مثل زخم‌های یک باروت»

شعر «مثل زخم‌های یک باروت»
«مثل زخم‌های یک باروت» شعری از «معصومه کیان‌پور» از استان گیلان است که در نخستین فراخوان مؤسسه پیام آزادگان با عنوان «آزاد مثل آزاده» به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان،  وقتی حماسه هشت سال دفاع مقدس را مرور می‌کنیم، واژه‌های آشنای شهید، آزاده، جانباز و... را می‌یابیم. این نامها، روایت شجاعت مردان و زنانی است که در آزمون‌گاه جبهه استوار ایستادند و حماسه بزرگ و مانای عصر ما را رقم زدند.

آزادگان، تنها در جبهه، رزمنده نبودند که در اسارت، نیز جبهه‌ای تازه گشودند و رزمنده‌های عرصه‌ی فرهنگ و سفیر صادق ارزش‌ها و پیام‌های انقلاب اسلامی شدند و در بارش تازیانه و درد و زخم و تحقیر و شماتت و تمسخر دشمن، چونان اسوه عاشورا، زینب کبری(س) صبور و شکور، زیبایی دیدند و زیبایی آفریدند.

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال اینستاگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

شناختن و شناساندن این قهرمانان سترگ و بزرگ و توصیف سلوک عزتمندانه و مؤمنانه و عاشقانه و صادقانهی آنان، برای نسلهای امروز و فردا نه تنها جذاب و شیرین که بسیار بایسته و شایسته است و بهرهگیری از «زبان هنر» در این راه بایستهتر و شایستهتر و همین نگاه و رویکرد، زمینهی فراخوان مؤسسه پیام آزادگان در سال 1393 شد تا شاعران و نویسندگان و صاحبان ذوق و قلم در رشتههای شعر، داستان، خاطره، دلنوشته و نمایشنامه به خلق و ارسال اثر بپردازند.

در ادامه اثری از «معصومه کیان پور» از استان گیلان را با هم میخوانیم:

نه آب، نه نان

بابا که داشت میرفت

وقت رسیدن رطبها بود

خورشید توی خیزرانهای بلند جنوب

باران تیر و تفنگ و گلوله بود

لیلا هنوز راه رفتن نمیدانست

دستهای ما بوی قایق، بوی ماهی

بوی رنج جاشوان میداد

گفته بود: وقتی نمانده است

بوی خون، بوی نخلهای هویزه

از خاکریز و پلاکهای بینشان نوشته بود

آی جادههای بیمقصد

مثل زخمهای یک باروت

پریشان خوابهای در به درم

زمان، زمان چیدن رطبها بود

نخلها ناتمام و بلند

و تو برای بالا رفتن پایی نداشتی انگار

مادر گفته بود: خواب خون باطل است

باطل یعنی دشمن

دشمن یعنی دلشورههای کارون

غربت ترانههای بومی مادر

**

نقطه نقطه نور میپاشید ریسههای چراغ در شهر

لیلا میگفت:

ریسهها یعنی روشنی، خبرهای خوب

اما خودت میدانی

این نقطهها یعنی چشمهای به در خشکیدهی مادر

این ریسهها بوی تو را نمیدهند

جاده تمام شده

لیلا سالهاست راه میرود

دستهای من به آب

به نان، به خاک

چنگ میزند

تو را به جان بلمها

رد این نقطههای دور را بگیر و زود برگرد..

 جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال تلگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

آنچه خواندیم، نمونهای از آثار نخستین فراخوان مؤسسه پیام آزادگان است که با عنوان«آزاد مثل آزاده» برگزار شد. این آثار در چهار فصل به نام‌های «شعر»، «داستان»، «نمایشنامه»، «نامه و دل‌نوشته» گردآوری شده است. این آثار یکی پس از دیگری در سایت مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان قرار خواهد گرفت. امید است در تداوم این راه، آثار برتر دیگر را شاهد و ناظر باشیم.

   خبرنگار:معصومه بهمنی

  • گیف اینستاگرام- نسخه اول
    گیف تلگرام- نسخه اول
    گیف آپارات- نسخه اول
۱۵ آذر ۱۴۰۰
کد خبر : ۶,۷۸۴
کلیدواژه ها: خبرهای ویژه ، اخبار معاونت پژوهش ، معاونت‌ها ، آزاد مثل آزاده

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید