حسن بهشتیپور در نشست نقد و بررسی کتاب «فرزند منگشت»، این اثر را فراتر از یک زندگینامه ساده دانست و آن را روایتی مستند از تاریخ ایثار و مقاومت توصیف کرد که با کشش داستانی بالا، مخاطب را با خود همراه میکند.
به گزارش
روابطعمومی موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، نشست نقد و بررسی کتاب «فرزند منگشت»که با حضور کارشناسان،در باغ کتاب برگزار شد. و در حاشیه این نشست آثار هنری آزادگان از دوران اسارت به نمایش گذاشته شد، همچنین آزاده ارجمند حسن اکبری بصورت زنده هنر قلمزنی روی فولاد را ارجرا کرد.
در ابتدای نشست بیژن کیانی نویسنده اثر در مورد چگونگی نوشتن کتاب و محتوای آن شرح مختصری ارائه نمود. سپس حسن بهشتیپور و محمدرضا سنگری کارشناسان نشست نکات و نظرات خود را بیان کردند.
حسن بهشتیپور در این نشست با اشاره غنای مستندات بهکار رفته در کتاب، از کیفیت بالای صفحهآرایی، چاپ و ویراستاری اثر ستایش کرد و بخش نامههای دوران اسارت را درخشانترین نقطه این کتاب دانست.
وی اظهار داشت: «این کتاب به سمت سبک مستند-داستانی حرکت کرده است؛ اگرچه ریشه در واقعیت دارد، اما روایت داستانی آن چنان کششی دارد که مخاطب بهراحتی با آن ارتباط برقرار میکند.» وی تأکید کرد که این اثر صرفاً یک زندگینامه نیست، بلکه تاریخ مقاومت را روایت میکند.
بهشتیپور با اشاره به ویژگیهای ظاهری کتاب افزود: «از نظر اصول کتابنویسی، صفحهآرایی و کیفیت کاغذ و چاپ، این اثر بسیار چشمنواز است. نثر و ویراستاری کتاب نیز در سطح بسیار خوبی انجام شده است.»
وی بخش نامهها را نقطه اوج کتاب معرفی کرد و گفت: «مجموعه ۱۰۰ نامهای که در طول ۹ سال اسارت نوشته شده، بسیار جذاب است. در این نامهها میتوان سه مرحله تحول روحی نویسنده را مشاهده کرد: نخست، مدیریت صبر و اضطراب؛ دوم، مقابله با جنگ روانی؛ و سوم، وضعیت پس از آتشبس. همچنین نحوه رمزنگاریهای بهکاررفته در این نامهها، بسیار هوشمندانه و جالب توجه است.»
در ادامه نشست، محمدرضا سنگری، کارشناس حاضر در جلسه، با تبیین چهار گونه اسارت که در این کتاب به آنها پرداخته شده، اظهار داشت: «ما با چهار نوع اسارت مواجه هستیم که نویسنده به دقت آنها را بررسی کرده است. نخستین نوع، "اسارت انگارهای" است؛ نوعی از اسارت که همگان ممکن است در تنگناهای زندگی به آن دچار شوند. در شرایط دشوار، نخستین پیامد، رشد انگارههای منفی است که تنها با تقویت ایمان، میتوان با ایجاد انگارههای مثبت با آن مقابله کرد.»
وی در ادامه با نقد برخی باورهای رایج افزود: «برخلاف برخی روایات عامیانه که میگویند "پاداش کلوخانداز، سنگ است" یا "دستی که نمیتوانی گاز بگیری را ببوس"، نویسنده در این کتاب مسیر متفاوتی را نشان میدهد. همانطور که در مقدمه کتاب ذکر شده، شخصیت اصلی با بخشیدن تمام کسانی که به او ظلم کردهاند، الگویی متفاوت ارائه میدهد. او نشان میدهد که چگونه میتوان از انگارههای منفی فرهنگی که بر ذهن ما سایه افکندهاند، رهایی یافت. در واقع، ما اغلب با تار و پود اندیشههای خود، خود را به اسارت میکشیم؛ اما نویسنده در این اثر، نه تنها به مفهوم اسارت انگارهای اشاره کرده، بلکه شیوههای رهایی از آن را نیز آموزش داده است.»
محمدرضا سنگری در پایان، ضمن تحلیل ساختار اثر، به غنای محتوایی آن اشاره کرد. وی معتقد است اگر نویسنده به تمامی جزئیات و توضیحات میپرداخت، کتاب به حجمی بسیار فراتر میرسید و انتشار دوجلدی آن ضرورت مییافت. سنگری با اشاره به تسلط علمی دکتر کیانی بر تاریخ اسلام، این دانش را عاملی کلیدی در باروری اثر دانست و افزود: «استفاده هوشمندانه از عناصر داستان، تاریخ، شعر و روایتهای توصیفی، از کتابی با عمقِ کمنظیر در تاریخ نگارش ساخته است؛ اثری که در آن، تجربهی زیستهی اسارت با دانش تاریخی گره خورده است.»
انتهای پیام/
برای ورود به ویکی آزادگان اینجا کلیک کنید / www.wikiazadegan.com