سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!
آزاد مثل آزاده (۷)؛

نامه مادری به فرزند اسیرش

نامه مادری به فرزند اسیرش
وقتی حماسه هشت سال دفاع مقدس را مرور می‌کنیم، واژه‌های آشنای شهید، آزاده، جانباز و... را می‌یابیم. این نامها، روایت شجاعت مردان و زنانی است که در آزمون‌گاه جبهه استوار ایستادند و حماسه بزرگ و مانای عصر ما را رقم زدند.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، آزادگان، تنها در جبهه، رزمنده نبودند که در اسارت، نیز جبههای تازه گشودند و رزمندههای عرصهی فرهنگ و سفیر صادق ارزشها و پیامهای انقلاب اسلامی شدند و در بارش تازیانه و درد و زخم و تحقیر و شماتت و تمسخر دشمن، چونان اسوه عاشورا -زینب کبری(س)- صبور و شکور، زیبایی دیدند و زیبایی آفریدند.

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال اینستاگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

شناختن و شناساندن این قهرمانان سترگ و بزرگ و توصیف سلوک عزتمندانه و مؤمنانه و عاشقانه و صادقانهی آنان، برای نسلهای امروز و فردا نه تنها جذاب و شیرین که بسیار بایسته و شایسته است و بهرهگیری از «زبان هنر» در این راه بایستهتر و شایستهتر و همین نگاه و رویکرد، زمینهی فراخوان مؤسسه پیام آزادگان در سال 1393 شد تا شاعران و نویسندگان و صاحبان ذوق و قلم در رشتههای شعر، داستان، خاطره، دلنوشته و نمایشنامه به خلق و ارسال اثر بپردازند.

در ادامه اثری برگزیده از «وانه دیرغذریان» از استان تهران را با هم می خوانیم:

به‌نام خدای مادر:

زندگی پر از سختی و مشکلات، با فراز و نشیب‌ ها و بود و نبودها همواره جاریست. این ماها هستیم که خودمان را با این ملایمات‌ و ناملایمات سازگاری می دهیم.

سلام:

سلامی مادرانه از دل و بطن مادری که چون در شکمم بودی با نازکردن‌ های فراوان همواره به‌ فکرت بودم و گاهی بهت سلام می‌کردم و عزیزم، عزیزم می‌ گفتم و منتظر تولدت بودم، تولدی که برای هر مادری شیرین‌ تر از آن لحظه  که حس مادر شدن هست وجود ندارد، در آن موقع که شیرت می دادم و تو را به آغوش می گرفتم، نازت می‌کردم و هزار سلام و صلوات زیر لب زمزمه می کردم و به بزرگ شدنت فکر می کردم، بزرگ شدی، بزرگ‌ تر شدی با هزاران، هزار مشکل و سختی ها که خودت به برخی از آن‌ها واقف هستی، از این‌ها بگذریم حالت چطوره دلبند مادر، روزگار بر وفق مراد هست؟ ما هر روز و هر لحظه و هر دم به‌ یادت هستیم و همیشه چشم به‌ راه، چشم به راه تو تا آزاد شوی و به خانه برگردی. تو چطور؟ آیا خیالت اصلاً پیش ما هست و به یادت می افتیم، ان‌ شاء الله که خدا به تو فرزندی بدهد تا بفهمی منتظر فرزند بودن چقدر تلخ و کمرشکن و عمرسوز هست، تا آن‌ وقت بفهمی که وقتی فرزندت یک لحظه ازت دور باشد ببینی چه روزگاری برایت درست می‌شود، آن وقت حاضر می‌شوی تمام وجودت را بدهی و فرزندت را به‌ دست آوری، آری این‌ طور است دلبندم، بیا آغوش مادر، آغوش مادر تو را می خواهد بیابیا... .

مادرت

جدیدترین اخبار آزادگان و ایثارگران را در کانال تلگرامی پیام آزادگان بخوانید. (کلیک کنید)

آنچه خواندیم، نمونهای از آثار برگزیده در نخستین فراخوان مؤسسه پیام آزادگان است که با عنوان«آزاد مثل آزاده» برگزار شد. این آثار در چهار فصل به نام‌های «شعر»، «داستان»، «نمایشنامه»، «نامه و دل‌نوشته» گردآوری شده است. این آثار یکی پس از دیگری در سایت مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان قرار خواهد گرفت. امید است در تداوم این راه، آثار برتر دیگر را شاهد و ناظر باشیم.

  بیشتر بخوانید

مالک دستیار

خبرنگار: مالک دستیار

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
کد خبر : ۵,۰۴۱
کلیدواژه ها: وانه دیرغذریان,آزاد مثل آزاده,فرزانه قلعه قوند,محمدرضا سنگری,شعر,داستان

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید