کتاب «آهوی گمشده» روایت مستند و شخصی از نوجوانی است که پا به میدان جنگ گذاشت و در اردوگاه اسرای مفقودالاثر، در بخش ملحق اردوگاه تکریت ۱۱ عراق، سالهای سختی را در اسارت گذراند. این اثر روز دوشنبه ۲۳ تیرماه ۱۴۰۴، نقد و بررسی میشود.
۲۱ تیر ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۵
یکی از شبها، یکی از بچهها خواب دید که حضرت زهرا (س) به او فرمود: من از عزاداری شما برای فرزندم راضیام. سال آینده در خانهتان برای حسین من عزاداری خواهید کرد.
۲۱ تیر ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۴
سومین روز جنگ، آغاز یک دهه اسارت برای سرباز جوانی بود که بعدها نامش در میان اولینها ثبت شد؛ نخستین اسیر، نخستین شماره صلیب، و یکی از نخستین آزادگان بازگشته به میهن.
۲۱ تیر ۱۴۰۴ - ۸:۵۵
در هشتمین عصر خاطره الماسهای درخشان، آزاده و مداح مهدی عباسی به بیان خاطرات خود از عزاداریهای دوران اسارت پرداخت.
۱۹ تیر ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۲
محرم برای آزادگان فرصتی برای فریاد بیصدای ارادت بود. در هشتمین نشست «عصر خاطره الماسهای درخشان»، مداحان آزاده از شبهای داغ محرم در سرمای اسارت گفتند.
۱۸ تیر ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۱
او را بارها زدند، شکنجهاش کردند، تهدیدش کردند، اما سر خم نکرد. وقتی گفتند فقط سرت را پایین بیاور، سرش را بالاتر گرفت... چون عهدی داشت با خدای خود.
۱۸ تیر ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۰
در هشتمین نشست «عصر خاطره الماسهای درخشان»، جمعی از آزادگان مداح از اردوگاههای دوران اسارت، خاطرات و نوحههای خود از ایام محرم را بازگو خواهند کرد.
۱۷ تیر ۱۴۰۴ - ۲۲:۵۹
محمد رضایی به جرم نابودی شمار زیادی از نیروهای بعثی، در اردوگاه زیر شکنجههای بیرحمانه در حمام جان سپرد. علیاکبر صدای نالههای او را شنید و لب به فریاد گشود؛ فریادی که فریاد حق علیه ظلم بود، فریادی که بهایش جان بود. او هم در دفاع از آرمان و عزت، قدم در مسیر شهادت گذاشت.
۱۷ تیر ۱۴۰۴ - ۱۶:۲۹
شب عاشورا، نه فقط شب عزاداری برای حسینبنعلی (ع)، که شبی برای بیداری و بصیرت سیاسی بود؛ شبی که رهبر انقلاب، بدون سخن، هزاران پیام را به جهانیان مخابره کردند.
۱۷ تیر ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۶
در کتاب «فرزند منگشت»، دکتر کیانی از محرمهایی روایت میکند که با نجوا و اشک، در سلولهای تنگ شکل میگرفت؛ ماهی که برای اسیران، فرصتی برای ایستادن در کنار حسین(ع) بود.
۱۴ تیر ۱۴۰۴ - ۲:۳۵